arability

[ایالات متحده]/ˌærəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌɛrəˈbɪləˌt̬i/

ترجمه

n. کیفیت مناسب برای کشت یا رشد محصولات.; وضعیت یا حالت قابل کشت بودن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arability assessment

ارزیابی قابلیت کشت

assess soil arability

ارزیابی قابلیت کشت خاک

high arability region

منطقه با قابلیت کشت بالا

جملات نمونه

the arability of the land determines the types of crops we can grow.

قابلیت کشت زمین تعیین می‌کند که چه نوع محصولاتی می‌توانیم کشت کنیم.

improving soil arability is essential for sustainable agriculture.

بهبود قابلیت کشت خاک برای کشاورزی پایدار ضروری است.

farmers assess the arability of their fields before planting.

کشاورزان قبل از کاشت، قابلیت کشت مزارع خود را ارزیابی می‌کنند.

climate change affects the arability of many regions.

تغییرات آب و هوایی بر قابلیت کشت بسیاری از مناطق تأثیر می‌گذارد.

soil erosion can reduce the arability of farmland.

فرسایش خاک می‌تواند قابلیت کشت زمین‌های کشاورزی را کاهش دهد.

we need to study the arability of this area for future development.

ما باید قابلیت کشت این منطقه را برای توسعه آینده مطالعه کنیم.

crop rotation helps maintain the arability of the soil.

تناوب کشت به حفظ قابلیت کشت خاک کمک می‌کند.

high arability is crucial for maximizing agricultural output.

قابلیت کشت بالا برای بیشینه کردن تولیدات کشاورزی بسیار مهم است.

research on arability can lead to better farming practices.

تحقیقات در مورد قابلیت کشت می‌تواند منجر به بهبود روش‌های کشاورزی شود.

land management practices can improve arability over time.

روش‌های مدیریت زمین می‌توانند در طول زمان قابلیت کشت را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید