arabilities

[ایالات متحده]/ˌærəˈbɪlətɪz/
[بریتانیا]/ˌɛrəˈbɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت مناسب برای کشت؛ ظرفیت برای شخم زدن یا کار بر روی آن.

جملات نمونه

she has exceptional arabilities when it comes to understanding complex problems.

او توانمندی‌های استثنایی در درک مسائل پیچیده دارد.

his arabilities in negotiation helped close the deal.

توانایی‌های او در مذاکره به بستن قرارداد کمک کرد.

developing your arabilities can lead to better career opportunities.

توسعه دادن توانایی‌های شما می‌تواند منجر به فرصت‌های شغلی بهتر شود.

she demonstrated her arabilities by leading the team to success.

او با رهبری تیم به سمت موفقیت، توانایی‌های خود را نشان داد.

his arabilities are evident in his ability to solve problems quickly.

توانایی‌های او در توانایی حل سریع مسائل آشکار است.

practicing regularly can enhance your arabilities in any field.

تمرین منظم می‌تواند توانایی‌های شما را در هر زمینه‌ای افزایش دهد.

her arabilities in communication make her a great leader.

توانایی‌های ارتباطی او او را به یک رهبر عالی تبدیل می‌کند.

he is known for his arabilities in artistic expression.

او به خاطر توانایی‌های خود در بیان هنری شناخته شده است.

to succeed, you must cultivate your arabilities.

برای موفقیت، شما باید توانایی‌های خود را پرورش دهید.

his arabilities in technology are impressive and sought after.

توانایی‌های او در زمینه فناوری بسیار چشمگیر و مورد تقاضا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید