documentalist

[ایالات متحده]/ˌdɒkjʊˈmɛntəlɪst/
[بریتانیا]/ˌdɑːkjəˈmɛntəlɪst/

ترجمه

n. فردی که در اسناد و مستندسازی تخصص دارد

عبارات و ترکیب‌ها

expert documentalist

مدیر مستندات متخصص

senior documentalist

مدیر مستندات ارشد

junior documentalist

مدیر مستندات جوان

freelance documentalist

مدیر مستندات آزاد

digital documentalist

مدیر مستندات دیجیتال

research documentalist

مدیر مستندات پژوهشی

library documentalist

مدیر مستندات کتابخانه

corporate documentalist

مدیر مستندات شرکتی

medical documentalist

مدیر مستندات پزشکی

technical documentalist

مدیر مستندات فنی

جملات نمونه

the documentalist organized the archives efficiently.

این مستندساز به طور موثر بایگانی‌ها را سازماندهی کرد.

as a documentalist, she specializes in information retrieval.

به عنوان یک مستندساز، او در بازیابی اطلاعات تخصص دارد.

the documentalist provided valuable insights during the project.

مستندساز بینش‌های ارزشمندی را در طول پروژه ارائه کرد.

every documentalist must keep up with new technologies.

هر مستندساز باید با فناوری‌های جدید به‌روز باشد.

the documentalist helped digitize the historical records.

مستندساز به دیجیتالی کردن سوابق تاریخی کمک کرد.

she works as a documentalist in a large library.

او به عنوان یک مستندساز در یک کتابخانه بزرگ کار می‌کند.

a skilled documentalist can enhance research efficiency.

یک مستندساز ماهر می‌تواند کارایی تحقیق را افزایش دهد.

the documentalist trained staff on proper archiving techniques.

مستندساز کارکنان را در مورد تکنیک‌های بایگانی مناسب آموزش داد.

documentalists play a crucial role in preserving knowledge.

مستندسازان نقش مهمی در حفظ دانش ایفا می‌کنند.

the documentalist's expertise was essential for the project.

تخصص مستندساز برای پروژه ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید