archpriests

[ایالات متحده]/ɑːrkpraɪst/
[بریتانیا]/arkpraɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کشیش با رتبه بالا، اغلب رئیس یک نهاد مذهبی.

عبارات و ترکیب‌ها

archpriest's authority

قدرت کشیش ارشد

archpriest's decree

فرمان کشیش ارشد

the archpriest's sermon

خطبه کشیش ارشد

the archpriest's robe

لباس کشیش ارشد

the archpriest's counsel

مشورت کشیش ارشد

جملات نمونه

the archpriest delivered a powerful sermon last sunday.

کشیش ارشد یک سخنرانی قدرتمند در یکشنبه گذشته ایراد کرد.

many people attended the archpriest's annual feast.

بسیاری از مردم در ضیافت سالانه کشیش ارشد شرکت کردند.

the archpriest has a significant role in the community.

کشیش ارشد نقش مهمی در جامعه دارد.

during the ceremony, the archpriest blessed the congregation.

در طول مراسم، کشیش ارشد جماعت را مورد رحمت قرار داد.

the archpriest is known for his wisdom and guidance.

کشیش ارشد به دلیل خرد و راهنمایی‌اش شناخته شده است.

she was honored to meet the archpriest during her visit.

او مفتخر بود که در طول بازدید خود با کشیش ارشد ملاقات کند.

the archpriest organized a charity event for the needy.

کشیش ارشد یک رویداد خیریه برای نیازمندان سازماندهی کرد.

he serves as an archpriest in the local cathedral.

او به عنوان کشیش ارشد در کلیسای جامع محلی خدمت می کند.

as an archpriest, he is respected by all parishioners.

به عنوان کشیش ارشد، او توسط همه پارتیشنرها مورد احترام است.

the archpriest's advice was invaluable during the crisis.

مشاوره کشیش ارشد در طول بحران بسیار ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید