arcs

[ایالات متحده]/ɑːrkz/
[بریتانیا]/arkz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع arc؛ یک بخش خط منحنی، به ویژه یکی که بخشی از یک دایره یا شکل منحنی دیگر است

عبارات و ترکیب‌ها

draw arcs

کشیدن قوس‌ها

semicircular arcs

قوس‌های نیم‌دایره‌ای

voltage arcs

قوس‌های ولتاژ

electric arcs

قوس‌های الکتریکی

plot the arcs

رسم نمودار قوس‌ها

laser light arcs

قوس‌های نور لیزر

search engine arcs

قوس‌های موتور جستجو

data arcs

قوس‌های داده

neural network arcs

قوس‌های شبکه عصبی

جملات نمونه

the artist painted beautiful arcs in the sky.

هنرمند قوس‌های زیبا در آسمان نقاشی کرد.

the roller coaster has thrilling arcs that make it exciting.

قطار کوستر دارای قوس‌های هیجان‌انگیز است که آن را هیجان‌انگیز می‌کند.

he drew arcs to represent the path of the satellite.

او قوس‌هایی را برای نشان دادن مسیر ماهواره ترسیم کرد.

the arcs of the rainbow were vibrant and colorful.

قوس‌های رنگین کمان پر جنب و جوش و رنگارنگ بودند.

she practiced her gymnastics routines using arcs and flips.

او تمرینات ژیمناستیک خود را با استفاده از قوس‌ها و پرش‌ها انجام می‌داد.

the architect designed the building with elegant arcs.

معمار ساختمان را با قوس‌های ظریف طراحی کرد.

in mathematics, we often study the properties of arcs.

در ریاضیات، ما اغلب خواص قوس‌ها را مطالعه می‌کنیم.

the story has several character arcs that develop over time.

داستان دارای قوس‌های شخصیتی متعددی است که در طول زمان توسعه می‌یابند.

she used arcs to create a stunning visual effect in her artwork.

او از قوس‌ها برای ایجاد یک جلوه بصری خیره‌کننده در اثر هنری خود استفاده کرد.

the arcs of the bridge were both functional and beautiful.

قوس‌های پل هم کاربردی و هم زیبا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید