area-specific

[ایالات متحده]/[ˈeərɪə spəˈsɪfɪk]/
[بریتانیا]/[ˈerɪə spəˈsɪfɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا محدود به یک منطقه یا ناحیه خاص؛ طراحی شده یا سازگار با یک منطقه یا ناحیه خاص؛ متمرکز بر یک منطقه یا ناحیه خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

area-specific knowledge

دانش خاص منطقه

area-specific needs

نیازهای خاص منطقه

area-specific training

آموزش خاص منطقه

area-specific challenges

چالش‌های خاص منطقه

area-specific data

اطلاعات خاص منطقه

area-specific approach

رویکرد خاص منطقه

area-specific regulations

مقررات خاص منطقه

area-specific risks

خطرات خاص منطقه

area-specific solutions

راه حل های خاص منطقه

area-specific market

بازار خاص منطقه

جملات نمونه

the marketing strategy needs to be area-specific to resonate with local customers.

استراتژی بازاریابی باید خاص منطقه باشد تا با مشتریان محلی همخوانی داشته باشد.

our training program offers area-specific modules tailored to different departments.

برنامه آموزشی ما ماژول‌های خاص منطقه را ارائه می‌دهد که برای بخش‌های مختلف طراحی شده‌اند.

the research findings highlighted area-specific challenges in rural healthcare access.

نتایج تحقیقات چالش‌های خاص منطقه را در دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی در مناطق روستایی برجسته کرد.

we developed area-specific pricing strategies to maximize market penetration.

ما استراتژی‌های قیمت‌گذاری خاص منطقه را برای حداکثر کردن نفوذ در بازار توسعه دادیم.

the consultant recommended an area-specific approach to community engagement.

مشاور یک رویکرد خاص منطقه برای تعامل با جامعه توصیه کرد.

area-specific regulations regarding environmental protection vary significantly by state.

مقررات خاص منطقه در مورد حفاظت از محیط زیست به طور قابل توجهی بر اساس ایالت متفاوت است.

the company's success was largely due to its area-specific product offerings.

موفقیت شرکت تا حد زیادی به دلیل ارائه محصولات خاص منطقه آن بود.

we conducted area-specific surveys to understand consumer preferences better.

ما نظرسنجی‌های خاص منطقه را انجام دادیم تا درک بهتری از ترجیحات مصرف‌کننده داشته باشیم.

the grant proposal emphasized the need for area-specific intervention programs.

پیشنهاد کمک مالی بر نیاز به برنامه‌های مداخله خاص منطقه تاکید کرد.

area-specific risk assessments are crucial for effective disaster preparedness.

ارزیابی‌های ریسک خاص منطقه برای آمادگی مؤثر در برابر فاجعه بسیار مهم است.

the project required area-specific data collection and analysis techniques.

این پروژه نیاز به تکنیک‌های جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌های خاص منطقه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید