argent

[ایالات متحده]/ˈɑːrʒənt/
[بریتانیا]/ˈɑːrdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقره، ماده فلزی
adj. رنگ نقره‌ای؛ ساخته شده از نقره؛ شبیه نقره؛ به رنگ نقره‌ای؛ مانند نقره (شعری)

عبارات و ترکیب‌ها

argent account

حساب نقدی

argent color

رنگ نقره‌ای

argent deposit

سپرده نقدی

argent exchange rate

نرخ ارز نقدی

argent fund

صندوق نقدی

argent metal

فلز نقره

argent price

قیمت نقره

argent reserve

ذخیره نقدی

argent security

امنیت نقدی

argent transaction

معاملات نقدی

جملات نمونه

they decided to invest their argent wisely.

آنها تصمیم گرفتند سرمایه خود را به طور عاقلانه سرمایه‌گذاری کنند.

the artist was paid in argent for his masterpiece.

هنرمند برای اثر هنری‌اش به ارز پرداخت شد.

she saved her argent for a rainy day.

او سرمایه‌اش را برای روز مبادا پس‌انداز کرد.

he flaunted his argent in front of his friends.

او سرمایه‌اش را در برابر دوستانش به رخ کشید.

investing argent in stocks can be risky.

سرمایه‌گذاری در سهام با سرمایه می‌تواند پرخطر باشد.

they used their argent to start a new business.

آنها از سرمایه‌شان برای شروع یک کسب و کار جدید استفاده کردند.

she donated a portion of her argent to charity.

او بخشی از سرمایه‌اش را به خیریه اهدا کرد.

argent can buy comfort, but not happiness.

سرمایه می‌تواند راحتی را ببرد، اما نه خوشبختی را.

he was careful not to waste his argent on unnecessary things.

او مراقب بود که سرمایه‌اش را روی چیزهای غیرضروری هدر ندهد.

they were grateful for the argent they received.

آنها برای سرمایه‌ای که دریافت کردند سپاسگزار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید