argent account
حساب نقدی
argent color
رنگ نقرهای
argent deposit
سپرده نقدی
argent exchange rate
نرخ ارز نقدی
argent fund
صندوق نقدی
argent metal
فلز نقره
argent price
قیمت نقره
argent reserve
ذخیره نقدی
argent security
امنیت نقدی
argent transaction
معاملات نقدی
they decided to invest their argent wisely.
آنها تصمیم گرفتند سرمایه خود را به طور عاقلانه سرمایهگذاری کنند.
the artist was paid in argent for his masterpiece.
هنرمند برای اثر هنریاش به ارز پرداخت شد.
she saved her argent for a rainy day.
او سرمایهاش را برای روز مبادا پسانداز کرد.
he flaunted his argent in front of his friends.
او سرمایهاش را در برابر دوستانش به رخ کشید.
investing argent in stocks can be risky.
سرمایهگذاری در سهام با سرمایه میتواند پرخطر باشد.
they used their argent to start a new business.
آنها از سرمایهشان برای شروع یک کسب و کار جدید استفاده کردند.
she donated a portion of her argent to charity.
او بخشی از سرمایهاش را به خیریه اهدا کرد.
argent can buy comfort, but not happiness.
سرمایه میتواند راحتی را ببرد، اما نه خوشبختی را.
he was careful not to waste his argent on unnecessary things.
او مراقب بود که سرمایهاش را روی چیزهای غیرضروری هدر ندهد.
they were grateful for the argent they received.
آنها برای سرمایهای که دریافت کردند سپاسگزار بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید