get into arguings
وارد بحثها شدن
avoid arguings
اجتناب از بحثها
endless arguings
بحثهای بیپایان
engage in arguings
شرکت در بحثها
settle arguings amicably
حل بحثها به طور دوستانه
avoid unnecessary arguings
اجتناب از بحثهای غیرضروری
they were engaged in endless arguings about politics.
آنها در بحثهای بیپایان در مورد سیاست درگیر بودند.
after hours of arguings, they finally reached a consensus.
پس از ساعتها بحث، آنها سرانجام به اجماع رسیدند.
his constant arguings made it hard to focus on the project.
بحثهای مداوم او باعث میشد روی پروژه تمرکز کردن دشوار باشد.
arguings over trivial matters can damage relationships.
بحث در مورد مسائل جزئی میتواند به روابط آسیب برساند.
they often have arguings, but they always make up afterwards.
آنها اغلب بحث میکنند، اما همیشه بعداً آشتی میکنند.
her habit of arguings made her unpopular among her peers.
عادت بحث کردن او باعث شد در بین همسالانش محبوب نباشد.
long arguings can lead to misunderstandings.
بحثهای طولانی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he avoided arguings by staying calm during discussions.
او با حفظ آرامش در طول بحثها از بحثها اجتناب کرد.
they had passionate arguings about the best approach to take.
آنها بحثهای پرشور در مورد بهترین روشی که باید اتخاذ شود داشتند.
arguings are often a sign of deeper issues in a relationship.
بحثها اغلب نشانهای از مسائل عمیقتر در یک رابطه هستند.
get into arguings
وارد بحثها شدن
avoid arguings
اجتناب از بحثها
endless arguings
بحثهای بیپایان
engage in arguings
شرکت در بحثها
settle arguings amicably
حل بحثها به طور دوستانه
avoid unnecessary arguings
اجتناب از بحثهای غیرضروری
they were engaged in endless arguings about politics.
آنها در بحثهای بیپایان در مورد سیاست درگیر بودند.
after hours of arguings, they finally reached a consensus.
پس از ساعتها بحث، آنها سرانجام به اجماع رسیدند.
his constant arguings made it hard to focus on the project.
بحثهای مداوم او باعث میشد روی پروژه تمرکز کردن دشوار باشد.
arguings over trivial matters can damage relationships.
بحث در مورد مسائل جزئی میتواند به روابط آسیب برساند.
they often have arguings, but they always make up afterwards.
آنها اغلب بحث میکنند، اما همیشه بعداً آشتی میکنند.
her habit of arguings made her unpopular among her peers.
عادت بحث کردن او باعث شد در بین همسالانش محبوب نباشد.
long arguings can lead to misunderstandings.
بحثهای طولانی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he avoided arguings by staying calm during discussions.
او با حفظ آرامش در طول بحثها از بحثها اجتناب کرد.
they had passionate arguings about the best approach to take.
آنها بحثهای پرشور در مورد بهترین روشی که باید اتخاذ شود داشتند.
arguings are often a sign of deeper issues in a relationship.
بحثها اغلب نشانهای از مسائل عمیقتر در یک رابطه هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید