aristotelians

[ایالات متحده]/ˌærɪstɒˈtiːliənz/
[بریتانیا]/ˌɛrɪstəˈtliən z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیروان فلسفه ارسطو; تجربی‌گرایان.

جملات نمونه

aristotelians often emphasize the importance of virtue in ethics.

فلاسفه ارسطویی اغلب بر اهمیت فضیلت در اخلاق تاکید می‌کنند.

many aristotelians believe in the concept of the golden mean.

بسیاری از فلاسفه ارسطویی به مفهوم میانه طلبی اعتقاد دارند.

aristotelians argue that happiness is achieved through rational activity.

فلاسفه ارسطویی استدلال می‌کنند که خوشبختی از طریق فعالیت عقلانی به دست می‌آید.

in discussions of metaphysics, aristotelians often refer to substance.

در بحث درباره متافیزیک، فلاسفه ارسطویی اغلب به جوهر اشاره می‌کنند.

aristotelians contribute significantly to the philosophy of science.

فلاسفه ارسطویی به طور قابل توجهی به فلسفه علم کمک می‌کنند.

many contemporary philosophers identify as aristotelians.

بسیاری از فلاسفه معاصر خود را ارسطویی معرفی می‌کنند.

aristotelians hold a unique view on the nature of causality.

فلاسفه ارسطویی دیدگاهی منحصر به فرد در مورد ماهیت علیت دارند.

in ethics, aristotelians focus on character rather than rules.

در اخلاق، فلاسفه ارسطویی بر شخصیت به جای قوانین تمرکز می‌کنند.

aristotelians often critique modern ethical theories.

فلاسفه ارسطویی اغلب نظریه‌های اخلاقی مدرن را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

aristotelians believe that knowledge is rooted in experience.

فلاسفه ارسطویی معتقدند که دانش ریشه در تجربه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید