arrogations

[ایالات متحده]/ˌærəˈɡeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌærəˈɡeɪʃənz/

ترجمه

n. ادعاهای اغراق‌آمیز از قدرت یا اهمیت؛ اعمالی که به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی از دیگران برتر هستند؛ برداشتن چیزی که به شما تعلق ندارد.

جملات نمونه

his arrogations of authority were met with resistance.

اظهارات مغرانه او در مورد اقتدار با مقاومت روبرو شد.

many found her arrogations to be quite off-putting.

بسیاری رفتار مغرانه او را بسیار آزاردهنده یافتند.

his arrogations led to a breakdown in communication.

اظهارات مغرانه او منجر به فروپاشی ارتباطات شد.

they challenged his arrogations during the meeting.

آنها در طول جلسه به اظهارات مغرانه او اعتراض کردند.

her arrogations were seen as a sign of insecurity.

اظهارات مغرانه او به عنوان نشانه ای از ناامنی تلقی می شد.

his frequent arrogations annoyed his colleagues.

اظهارات مغرانه مکرر او همکارانش را آزار می داد.

arrogations of power can lead to serious consequences.

اظهارات مغرانه قدرت می تواند منجر به عواقب جدی شود.

her arrogations were often challenged by her peers.

اظهارات مغرانه او اغلب توسط همسالانش به چالش کشیده می شد.

he justified his arrogations with false confidence.

او اظهارات مغرانه خود را با اعتماد کاذب توجیه کرد.

arrogations can damage relationships in the workplace.

اظهارات مغرانه می تواند روابط در محل کار را تخریب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید