arses

[ایالات متحده]/ɑːrsɪz/
[بریتانیا]/ärˈsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه arse، باسن؛ جمع کلمه arse؛ باسن؛ جمع کلمه arsis؛ ضربه قوی در موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

kick someone's arses

ضربه زدن به کسی

جملات نمونه

they kicked our arses in the final match.

آنها در مسابقه نهایی ما را شکست دادند.

stop being lazy and get your arse in gear!

دیگر تنبل نباشید و خودتان را جمع و جور کنید!

he always talks about how he kicked arse at work.

او همیشه در مورد اینکه چقدر در محل کار خوب عمل کرده صحبت می‌کند.

don't sit on your arse all day; go for a walk!

کل روز روی نیمکت‌تان ننشینید؛ یک پیاده‌روی بروید!

she has a way of getting under people's arses.

او راهی برای دست انداختن مردم دارد.

we need to get our arses moving if we want to finish on time.

اگر می‌خواهیم سر وقت تمام کنیم، باید دست و پا بزنیم.

he told me to quit whining and toughen up my arse.

به من گفت که غر زدن را متوقف کنم و خودم را قوی کنم.

they really put their arses on the line for this project.

آنها واقعاً برای این پروژه تمام تلاش خود را کردند.

we can't afford to let them kick our arses again.

نمی‌توانیم اجازه دهیم دوباره ما را شکست دهند.

he was so tired he could barely lift his arse off the couch.

او آنقدر خسته بود که حتی نمی‌توانست خود را از روی مبل بلند کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید