artforms

[ایالات متحده]/ˈɑːtfɔːmz/
[بریتانیا]/ˈɑːrtfɔːrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

نا. اشكال هنر (به ویژه ادبیات، نقاشی، موسیقی، آوازهای فولکلوری و غیره)؛ اشكال یا رسانه های هنری

عبارات و ترکیب‌ها

visual artforms

فرم‌های هنری بصری

performing artforms

فرم‌های هنری اجرا شونده

traditional artforms

فرم‌های هنری سنتی

digital artforms

فرم‌های هنری دیجیتال

contemporary artforms

فرم‌های هنری معاصر

various artforms

فرم‌های مختلف هنری

different artforms

فرم‌های متفاوت هنری

new artforms

فرم‌های جدید هنری

experimental artforms

فرم‌های تجربی هنری

ancient artforms

فرم‌های باستانی هنری

جملات نمونه

traditional artforms from different cultures often share surprising similarities in their symbolic language.

هنرمندان سنتی از فرهنگ‌های مختلف اغلب در زبان نمادین خود شباهت‌های شگفت‌آوری دارند.

the museum showcases various artforms ranging from ancient sculpture to contemporary digital installations.

موزه انواع هنرمندان را از اسکلت‌های باستانی تا نصب‌های دیجیتال معاصر نمایش می‌دهد.

many indigenous communities have preserved their unique artforms for thousands of years.

بسیاری از جوامع اصلی هنرمندان منحصر به فرد خود را به مدت هزاران سال حفظ کرده‌اند.

contemporary artists frequently blend multiple artforms to create innovative expressions.

هنرمندان معاصر اغلب چندین نوع هنرمندان را ترکیب می‌کنند تا بیان‌های نوآورانه ایجاد کنند.

digital technology has revolutionized how we create and experience visual artforms.

فناوری دیجیتال نحوه ایجاد و تجربه هنرمندان بصری را انقلابی کرده است.

schools should expose children to diverse artforms to foster creative thinking.

مدرسه‌ها باید کودکان را با انواع هنرمندان آشنا کنند تا فکر کردن خلاقانه را ترویج دهند.

folk artforms reflect the daily lives and values of ordinary people.

هنرمندان فولکلور زندگی روزمره و ارزش‌های مردم عادی را منعکس می‌کنند.

the festival celebrates traditional artforms through live performances and interactive workshops.

این جشن توسط نمایش‌های زنده و کارگاه‌های تعاملی هنرمندان سنتی را جشن می‌گیرد.

artforms like painting and sculpture continue to evolve with new techniques.

هنرمندانی مانند نقاشی و مجسمه‌سازی با فنون جدید به طور مداوم تکامل می‌یابند.

some ancient artforms have been lost forever due to cultural assimilation.

برخی از هنرمندان باستانی به دلیل جذب فرهنگی به طور کامل از دست رفته‌اند.

performing artforms such as dance and theater require years of dedicated practice.

هنرمندان اجرایی مانند رقص و تئاتر نیاز به سال‌ها تمرین وقفه‌ناپذیر دارند.

the gallery features experimental artforms that challenge conventional definitions of art.

گالری هنرمندان تجربی را نمایش می‌دهد که تعریف‌های متعارف هنر را چالش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید