styles

[ایالات متحده]/staɪlz/
[بریتانیا]/staɪlz/

ترجمه

n. سبک متمایز یا روش انجام کاری؛ طرح‌ها یا مد خاص در لباس، هنر یا رفتار
v. طراحی یا تنظیم به روش خاص

عبارات و ترکیب‌ها

fashion styles

سبک‌های مد

various styles

سبک‌های مختلف

different styles

سبک‌های متفاوت

personal style

سبک شخصی

writing styles

سبک‌های نوشتاری

music styles

سبک‌های موسیقی

art styles

سبک‌های هنری

design styles

سبک‌های طراحی

choosing styles

انتخاب سبک

defining styles

تعریف سبک

جملات نمونه

the fashion house is known for its unique styles.

خانه مد به خاطر سبک‌های منحصر به فردش شناخته شده است.

she effortlessly combines different styles of clothing.

او به راحتی استایل‌های مختلف لباس را با هم ترکیب می‌کند.

we need to analyze customer preferences and buying styles.

ما باید ترجیحات مشتری و سبک‌های خرید را تجزیه و تحلیل کنیم.

the restaurant offers a variety of cooking styles.

رستوران انواع سبک‌های آشپزی را ارائه می‌دهد.

he adopted a more relaxed writing style.

او یک سبک نوشتاری آرام‌تر را اتخاذ کرد.

the band's musical styles have evolved over time.

سبک‌های موسیقی گروه در طول زمان تکامل یافته‌اند.

different leadership styles can be effective.

سبک‌های رهبری مختلف می‌توانند مؤثر باشند.

the interior designer incorporated various design styles.

طراح داخلی سبک‌های طراحی متنوعی را گنجاند.

they presented their findings in a clear and concise style.

آنها یافته‌های خود را به شیوه‌ای واضح و مختصر ارائه دادند.

the company's marketing styles are quite innovative.

سبک‌های بازاریابی شرکت بسیار نوآورانه هستند.

he has a formal and professional communication style.

او یک سبک ارتباطی رسمی و حرفه‌ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید