political artifices
دسیسههای سیاسی
rhetorical artifices
دسیسههای بلاغی
literary artifices
دسیسههای ادبی
artistic artifices
دسیسههای هنری
commercial artifices
دسیسههای تجاری
legal artifices
دسیسههای قانونی
reveal the artifices
دسیسهها را آشکار کنید
artificial artifices
دسیسههای مصنوعی
masterful artifices
دسیسههای ماهرانه
ancient artifices
دسیسههای باستانی
his artifice was clever enough to deceive everyone.
حيله او به قدری باهوش بود که همه را فریب دهد.
the magician used various artifices to create illusions.
جادوگر از ترفندهای مختلف برای ایجاد توهم استفاده کرد.
they relied on their artifices to win the game.
آنها برای برنده شدن در بازی به ترفندهای خود متکی بودند.
her artifice in negotiations impressed the board.
حيله او در مذاکرات، هیئت مدیره را تحت تأثیر قرار داد.
artifices can sometimes lead to unexpected consequences.
ترفندها گاهی اوقات می توانند منجر به عواقب غیرمنتظره شوند.
he was known for his artifice in the business world.
او به خاطر ترفندهایش در دنیای تجارت شناخته شده بود.
using artifice, she managed to avoid the question.
با استفاده از ترفند، او موفق شد از پاسخ دادن به سؤال خودداری کند.
his artifice was transparent to those who knew him well.
حيله او برای کسانی که او را خوب می شناختند، آشکار بود.
artifices can be a double-edged sword in relationships.
ترفندها می توانند در روابط یک شمشیر دولبه باشند.
she crafted her artifice carefully to achieve her goals.
او با دقت ترفند خود را طراحی کرد تا به اهداف خود برسد.
political artifices
دسیسههای سیاسی
rhetorical artifices
دسیسههای بلاغی
literary artifices
دسیسههای ادبی
artistic artifices
دسیسههای هنری
commercial artifices
دسیسههای تجاری
legal artifices
دسیسههای قانونی
reveal the artifices
دسیسهها را آشکار کنید
artificial artifices
دسیسههای مصنوعی
masterful artifices
دسیسههای ماهرانه
ancient artifices
دسیسههای باستانی
his artifice was clever enough to deceive everyone.
حيله او به قدری باهوش بود که همه را فریب دهد.
the magician used various artifices to create illusions.
جادوگر از ترفندهای مختلف برای ایجاد توهم استفاده کرد.
they relied on their artifices to win the game.
آنها برای برنده شدن در بازی به ترفندهای خود متکی بودند.
her artifice in negotiations impressed the board.
حيله او در مذاکرات، هیئت مدیره را تحت تأثیر قرار داد.
artifices can sometimes lead to unexpected consequences.
ترفندها گاهی اوقات می توانند منجر به عواقب غیرمنتظره شوند.
he was known for his artifice in the business world.
او به خاطر ترفندهایش در دنیای تجارت شناخته شده بود.
using artifice, she managed to avoid the question.
با استفاده از ترفند، او موفق شد از پاسخ دادن به سؤال خودداری کند.
his artifice was transparent to those who knew him well.
حيله او برای کسانی که او را خوب می شناختند، آشکار بود.
artifices can be a double-edged sword in relationships.
ترفندها می توانند در روابط یک شمشیر دولبه باشند.
she crafted her artifice carefully to achieve her goals.
او با دقت ترفند خود را طراحی کرد تا به اهداف خود برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید