asexually attracted
جذابیت جنسی نداشتن
living asexually
زندگی بدون جذابیت جنسی
asexually identifying
شناسایی به عنوان فردی بی جنسیت
asexually partnered
همراه داشتن شریک جنسی بدون جذابیت
asexually desiring
تمایل نداشتن به رابطه جنسی
asexually oriented
گرایش جنسی نداشتن
asexually active
فعالیت جنسی نداشتن
asexually feeling
احساس نداشتن میل جنسی
asexually expressing
بیان نداشتن میل جنسی
asexually relating
ارتباط بدون میل جنسی
the plant reproduced asexually, creating genetically identical offspring.
گیاه به صورت غیرجنسی تولید مثل کرد و نوادگان از نظر ژنتیکی یکسان ایجاد کرد.
some animals reproduce asexually, like starfish and certain insects.
برخی از حیوانات به صورت غیرجنسی تولید مثل می کنند، مانند ستاره دریایی و برخی از حشرات.
the bacteria multiplied asexually, rapidly colonizing the petri dish.
باکتری ها به صورت غیرجنسی تکثیر شدند و به سرعت محیط کشت را مستعمره کردند.
asexual reproduction allows for rapid population growth in favorable conditions.
تولید مثل غیرجنسی امکان رشد سریع جمعیت در شرایط مطلوب را فراهم می کند.
the fern spreads asexually through rhizomes and spores.
سرگندانه به طور غیرجنسی از طریق ریشه های زیرزمینی و هاگ پخش می شود.
many plants propagate asexually through cuttings and grafting.
گیاهان بسیاری به طور غیرجنسی از طریق قلمه و پیوند تکثیر می شوند.
asexual reproduction bypasses the need for pollination and fertilization.
تولید مثل غیرجنسی نیاز به گرده افشانی و لقاح را دور می زند.
the yeast cells divided asexually, creating new daughter cells.
سلول های مخمر به صورت غیرجنسی تقسیم شدند و سلول های دختر جدیدی ایجاد کردند.
asexual spores are commonly used for plant propagation.
هاگ های غیرجنسی معمولاً برای تکثیر گیاهان استفاده می شوند.
the plant reproduced asexually, ensuring genetic consistency.
گیاه به صورت غیرجنسی تولید مثل کرد و از ثبات ژنتیکی اطمینان حاصل کرد.
asexual budding is a common reproductive strategy for hydra.
غده زایی غیرجنسی یک استراتژی تولید مثلی رایج برای هیدرا است.
asexually attracted
جذابیت جنسی نداشتن
living asexually
زندگی بدون جذابیت جنسی
asexually identifying
شناسایی به عنوان فردی بی جنسیت
asexually partnered
همراه داشتن شریک جنسی بدون جذابیت
asexually desiring
تمایل نداشتن به رابطه جنسی
asexually oriented
گرایش جنسی نداشتن
asexually active
فعالیت جنسی نداشتن
asexually feeling
احساس نداشتن میل جنسی
asexually expressing
بیان نداشتن میل جنسی
asexually relating
ارتباط بدون میل جنسی
the plant reproduced asexually, creating genetically identical offspring.
گیاه به صورت غیرجنسی تولید مثل کرد و نوادگان از نظر ژنتیکی یکسان ایجاد کرد.
some animals reproduce asexually, like starfish and certain insects.
برخی از حیوانات به صورت غیرجنسی تولید مثل می کنند، مانند ستاره دریایی و برخی از حشرات.
the bacteria multiplied asexually, rapidly colonizing the petri dish.
باکتری ها به صورت غیرجنسی تکثیر شدند و به سرعت محیط کشت را مستعمره کردند.
asexual reproduction allows for rapid population growth in favorable conditions.
تولید مثل غیرجنسی امکان رشد سریع جمعیت در شرایط مطلوب را فراهم می کند.
the fern spreads asexually through rhizomes and spores.
سرگندانه به طور غیرجنسی از طریق ریشه های زیرزمینی و هاگ پخش می شود.
many plants propagate asexually through cuttings and grafting.
گیاهان بسیاری به طور غیرجنسی از طریق قلمه و پیوند تکثیر می شوند.
asexual reproduction bypasses the need for pollination and fertilization.
تولید مثل غیرجنسی نیاز به گرده افشانی و لقاح را دور می زند.
the yeast cells divided asexually, creating new daughter cells.
سلول های مخمر به صورت غیرجنسی تقسیم شدند و سلول های دختر جدیدی ایجاد کردند.
asexual spores are commonly used for plant propagation.
هاگ های غیرجنسی معمولاً برای تکثیر گیاهان استفاده می شوند.
the plant reproduced asexually, ensuring genetic consistency.
گیاه به صورت غیرجنسی تولید مثل کرد و از ثبات ژنتیکی اطمینان حاصل کرد.
asexual budding is a common reproductive strategy for hydra.
غده زایی غیرجنسی یک استراتژی تولید مثلی رایج برای هیدرا است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید