asic

[ایالات متحده]/ˈeɪsɪk/
[بریتانیا]/ˈeɪsɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدارهای مجتمع با کاربرد خاص (ASIC)

عبارات و ترکیب‌ها

basic skills

مهارت‌های پایه

basic needs

نیازهای اساسی

basic income

درآمد پایه

basic design

طراحی پایه

basic rate

نرخ پایه

basic idea

ایده‌ی اساسی

basic principle

اصل اساسی

basic training

آموزش پایه

basic structure

ساختار پایه

basically speaking

به طور کلی

جملات نمونه

the asic chip consumes very little power.

تراشه ASIC توان بسیار کمی مصرف می‌کند.

we designed an asic for video processing.

ما یک ASIC برای پردازش ویدئو طراحی کردیم.

asic development requires specialized expertise.

توسعه ASIC به تخصص تخصصی نیاز دارد.

the asic's performance is optimized for this task.

عملکرد ASIC برای این کار بهینه شده است.

compared to a cpu, the asic is more efficient.

در مقایسه با یک CPU، ASIC کارآمدتر است.

we are evaluating different asic vendors.

ما در حال ارزیابی فروشندگان مختلف ASIC هستیم.

the asic's custom design offers unique advantages.

طراحی سفارشی ASIC مزایای منحصر به فردی ارائه می‌دهد.

asic manufacturing can be expensive.

تولید ASIC می‌تواند پرهزینه باشد.

the asic's functionality is limited to specific operations.

عملکرد ASIC به عملیات خاص محدود می‌شود.

we used an asic to accelerate the encryption process.

ما از یک ASIC برای تسریع فرآیند رمزگذاری استفاده کردیم.

the asic's architecture is highly specialized.

معماری ASIC بسیار تخصصی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید