asperge

[ایالات متحده]/ˈæs.pɜːrʒ/
[بریتانیا]/əˈspɜːrdʒ/

ترجمه

n. نوعی سبزی سبز با ساقه بلند و جوانه‌های کوچک که به صورت پخته یا خام خورده می‌شود
v. به آرامی با مایع، به ویژه آب، پاشیدن
شکل‌های واژه
جمعasperges

عبارات و ترکیب‌ها

asperge the situation

مهار کردن وضعیت

asperge someone's intentions

مهار کردن مقاصد کسی

asperge the claims

مهار کردن ادعاها

asperge their actions

مهار کردن اقدامات آنها

asperge the issue

مهار کردن موضوع

asperge their argument

مهار کردن استدلال آنها

asperge the evidence

مهار کردن مدارک

asperge the plan

مهار کردن برنامه

asperge their motives

مهار کردن انگیزه های آنها

جملات نمونه

asperge can be found in many gourmet dishes.

می‌توان مارچوبه را در بسیاری از غذاهای مجلسی یافت.

i love to cook with fresh asperge in the spring.

من عاشق پخت و پز با مارچوبه تازه در فصل بهار هستم.

asperge is rich in vitamins and minerals.

مارچوبه سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

we should add some asperge to the salad for extra flavor.

ما باید کمی مارچوبه به سالاد اضافه کنیم تا طعم آن بهتر شود.

grilled asperge makes a great side dish.

مارچوبه کبابی یک غذای جانبی عالی است.

asperge pairs well with lemon and garlic.

مارچوبه با لیمو و سیر طعم خوبی می‌دهد.

in france, asperge is a popular spring vegetable.

در فرانسه، مارچوبه یک سبزی بهار محبوب است.

asperge can be steamed, roasted, or sautéed.

می‌توان مارچوبه را بخارپز، کباب یا سرخ کرد.

she ordered a dish featuring asperge at the restaurant.

او غذایی با مارچوبه در رستوران سفارش داد.

asperge enhances the visual appeal of any plate.

مارچوبه ظاهر هر بشقاب را زیباتر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید