asphyxiations

[ایالات متحده]/ˌæsfɪkˈsiːeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæsˌfɪkˈsiːeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند خفه شدن یا محروم شدن از اکسیژن.

جملات نمونه

the victims suffered from multiple asphyxiations due to the smoke.

مτώجهین از چندین خفگی به دلیل دود رنج می‌بردند.

asphyxiations can occur in poorly ventilated spaces.

خفگی می‌تواند در فضاهای دارای تهویه نامناسب رخ دهد.

the investigation revealed several cases of asphyxiations in the area.

تحقیقات موارد متعددی از خفگی در این منطقه را نشان داد.

firefighters are trained to handle situations involving asphyxiations.

آتش‌نشانان برای رسیدگی به موقعیت‌های مربوط به خفگی آموزش دیده‌اند.

asphyxiations can be prevented with proper safety measures.

می‌توان با اقدامات ایمنی مناسب از خفگی جلوگیری کرد.

he survived the asphyxiations thanks to quick medical intervention.

او به لطف مداخله پزشکی سریع از خفگی جان سالم به در برد.

the report highlighted the dangers of asphyxiations in confined spaces.

گزارش خطرات خفگی در فضاهای محدود را برجسته کرد.

asphyxiations can result from drowning or choking.

خفگی می‌تواند ناشی از غرق شدن یا خفگی باشد.

they implemented new regulations to reduce the risk of asphyxiations.

آنها مقررات جدیدی را برای کاهش خطر خفگی اجرا کردند.

asphyxiations are a serious concern in industrial workplaces.

خفگی یک نگرانی جدی در محیط های کار صنعتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید