aspics

[ایالات متحده]/ˈæsɪks/
[بریتانیا]/ˈæspiks/

ترجمه

n. نوعی ژله گوشت؛ اسطوخودوس؛ یک کلمه کهنه برای "مار" (نوعی مار)

عبارات و ترکیب‌ها

aspics of hope

مار سیاه امید

aspirations and aspics

خواسته ها و مار سیاه

chase after aspics

تعقیب مار سیاه

hold onto aspics

نگه داشتن مار سیاه

cultivate your aspics

پرورش مار سیاه خود

جملات نمونه

she prepared a variety of aspics for the dinner party.

او انواع مختلف آسپیک را برای مهمانی شام آماده کرد.

aspics can be made with different meats and vegetables.

می‌توان آسپیک را با گوشت و سبزیجات مختلف تهیه کرد.

he was impressed by the aspics displayed at the buffet.

او تحت تاثیر آسپیک‌هایی که در بوفه به نمایش گذاشته شده بودند قرار گرفت.

making aspics requires careful preparation and presentation.

تهیه آسپیک نیاز به آماده‌سازی و ارائه دقیق دارد.

they served aspics as an appetizer during the event.

آنها آسپیک را به عنوان پیش‌غذا در طول رویداد سرو کردند.

she learned the art of making aspics from her grandmother.

او هنر تهیه آسپیک را از مادربزرگش یاد گرفت.

there are many recipes available for making aspics at home.

دستورالعمل‌های زیادی برای تهیه آسپیک در خانه وجود دارد.

he garnished the aspics with fresh herbs for added flavor.

او برای طعم بیشتر، آسپیک را با گیاهان تازه تزئین کرد.

some people enjoy aspics, while others find them unappealing.

برخی افراد از آسپیک لذت می‌برند، در حالی که برخی دیگر آنها را غیر جذاب می‌دانند.

the aspics were a colorful addition to the meal.

آسپیک‌ها یک افزودنی رنگارنگ به غذا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید