assassinates

[ایالات متحده]/ˌæsəˈsɪneɪts/
[بریتانیا]/ˌæsəˈnɪteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به دلایل سیاسی یا شخصی قتل کردن؛ کسی را به دلایل سیاسی یا مذهبی قتل کردن؛ کسی را به دلایل سیاسی یا مذهبی قتل کردن؛ به طور مخفی و غیرقانونی کشتن؛ کسی را به دلایل سیاسی یا شخصی قتل کردن؛ شهرت کسی را آسیب رساندن؛ به کسی تهمت زدن؛ چیزی را خراب یا نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

assassinates the competition

متوقف کردن رقابت

assassinates his rival

حذف رقیب

assassinates their reputation

کشتن شهرت آنها

جملات نمونه

the spy assassinates the target under the cover of night.

جاسوس هدف را در پوشش شبکار می‌کشد.

he assassinates his enemies to gain power.

او دشمنان خود را برای به دست آوردن قدرت به قتل می‌رساند.

the novel features a character who assassinates political figures.

در رمان، شخصیتی وجود دارد که چهره‌های سیاسی را به قتل می‌رساند.

she assassinates her rivals in a ruthless manner.

او رقبای خود را به روشی بی‌رحمانه به قتل می‌رساند.

the movie depicts a man who assassinates for money.

در فیلم، مردی به قتل می‌رساند تا پول به دست آورد.

he assassinates with precision and skill.

او با دقت و مهارت به قتل می‌رساند.

the assassinates were planned meticulously.

قتل‌ها به دقت برنامه‌ریزی شده بودند.

in the story, the hero assassinates the villain.

در داستان، قهرمان شرور را به قتل می‌رساند.

the government fears that someone might attempt to assassinate the leader.

دولت می‌ترسد که کسی ممکن است سعی کند رهبر را به قتل برساند.

he assassinates without leaving any trace behind.

او بدون اینکه هیچ ردی به جا بگذارد، به قتل می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید