assayers

[ایالات متحده]/əˈseɪər/
[بریتانیا]/əˈseɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که خلوص فلز یا مواد دیگر را آزمایش می‌کند؛ فردی که چیزی را به دقت بررسی یا تحلیل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

assayer's judgement

قضاوت کارشناس

the official assayer

کارشناس رسمی

independent assayer

کارشناس مستقل

certified assayer

کارشناس دارای گواهینامه

an experienced assayer

کارشناس با تجربه

the assayer's fee

هزینه کارشناس

a qualified assayer

کارشناس واجد شرایط

جملات نمونه

the assayer confirmed the gold content in the sample.

بازرس تایید کرد که محتوای طلا در نمونه وجود دارد.

she works as an assayer in a mining company.

او به عنوان بازرس در یک شرکت معدنی کار می کند.

the assayer provided a detailed report on the minerals.

بازرس گزارشی مفصل در مورد مواد معدنی ارائه داد.

hiring a skilled assayer is crucial for accurate results.

استخدام یک بازرس ماهر برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.

the assayer's expertise is highly valued in the industry.

تخصص بازرس در این صنعت بسیار ارزشمند است.

they consulted an assayer to evaluate the ore quality.

آنها برای ارزیابی کیفیت سنگ معدن با یک بازرس مشورت کردند.

the assayer used advanced techniques for analysis.

بازرس از تکنیک های پیشرفته برای تجزیه و تحلیل استفاده کرد.

the assayer took several samples from the site.

بازرس چندین نمونه از محل برداشت کرد.

it is important for an assayer to maintain integrity.

برای یک بازرس حفظ یکپارچگی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید