assibilate

[ایالات متحده]/ˈæsɪbɪleɪt/
[بریتانیا]/əˈsɪbəlˌeɪt/

ترجمه

v. صدای سوت مانند ایجاد کردن؛ تغییر یک همخوان دندانی به یک همخوان سوت مانند
vt. باعث شدن (یک بخش صوتی) که به صدای سوت مانند تبدیل شود
Word Forms
شکل سوم شخص مفردassibilates
صفت یا فعل حال استمراریassibilating
زمان گذشتهassibilated
قسمت سوم فعلassibilated

عبارات و ترکیب‌ها

assibilate the word.

واواکردن کلمه

جملات نمونه

the linguist explained how to assibilate certain consonants.

دانشمند توضیح داد که چگونه برخی از صامت‌ها را آسپیله کنیم.

children often assibilate sounds as they learn to speak.

کودکان اغلب صداها را در حین یادگیری صحبت کردن آسپیله می‌کنند.

in some dialects, speakers tend to assibilate the 's' sound.

در برخی گویش‌ها، گویشوران تمایل دارند صدای 's' را آسپیله کنند.

teachers encourage students to assibilate correctly for better pronunciation.

معلمان از دانش‌آموزان می‌خواهند برای تلفظ بهتر به درستی آسپیله کنند.

he struggled to assibilate the 'sh' sound in his speech.

او برای آسپیله کردن صدای 'sh' در گفتار خود تلاش کرد.

to assibilate effectively, practice is essential.

برای آسپیله کردن مؤثر، تمرین ضروری است.

the phonetics class focused on how to assibilate different letters.

کلاس آواشناسی بر روی چگونگی آسپیله کردن حروف مختلف متمرکز بود.

some accents naturally assibilate certain letters more than others.

برخی لهجه‌ها به طور طبیعی برخی از حروف را بیشتر از دیگران آسپیله می‌کنند.

she learned to assibilate during her speech therapy sessions.

او در طول جلسات درمانی گفتار خود یاد گرفت که چگونه آسپیله کند.

assibilating can change the meaning of words in some languages.

آسپیله کردن می‌تواند معنای کلمات را در برخی زبان‌ها تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید