associateship

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موقعیت به عنوان یک عضو موقت یا وابسته.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

professional associateship

همکاری حرفه‌ای

close associateship

همکاری نزدیک

mutual associateship

همکاری متقابل

جملات نمونه

Associateship at the National Bureau of Standards.

همکاری در اداره ملی استانداردها.

I understand that should I be awarded the Associateship, I shall be entitled to use the letters A.PAS so long as I am a paid up member or life member of the Photo-Art Association of Singapore.

من متوجه هستم که در صورت دریافت این همکاری، من مجاز به استفاده از حروف A.PAS تا زمانی که عضو پرداخت شده یا عضو مادام العمر انجمن هنر-عکاسی سنگاپور هستم خواهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید