assoils

[ایالات متحده]/əˈsoʊɪlz/
[بریتانیا]/əˈsoʊɪlz/

ترجمه

v جبران می‌کند; عفو می‌کند; تبرئه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

assoils the ground

خاک را آلوده می‌کند

assoils the ecosystem

اکوسیستم را آلوده می‌کند

جملات نمونه

he assoils the guilt of the accused.

او گناه متهم را می‌بخشد.

the priest assoils the sinner during confession.

کشیش در اعتراف، گناهکار را می‌بخشد.

she believes that love assoils past mistakes.

او معتقد است که عشق اشتباهات گذشته را می‌بخشد.

the judge assoils the defendant after reviewing the evidence.

قاضی پس از بررسی مدارک، متهم را بی‌گناه اعلام می‌کند.

in literature, forgiveness assoils the characters' burdens.

در ادبیات، بخشش بار شخصیت‌ها را می‌بخشد.

he hopes that time assoils their misunderstandings.

او امیدوار است که زمان سوء تفاهم‌های آنها را برطرف کند.

assoils from guilt can lead to personal growth.

بخشش از گناه می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

the therapist helps her assoil her feelings of shame.

درمانگر به او کمک می‌کند احساس شرم خود را کنار بگذارد.

forgiveness assoils the pain of betrayal.

بخشش درد خیانت را می‌بخشد.

he found that prayer assoils his troubled mind.

او دریافت که دعا ذهن پریشان او را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید