astrantias

[ایالات متحده]/əˈstreɪʃəs/
[بریتانیا]/əˈstreɪʃəs/

ترجمه

n. یک بیماری نارitmی؛ یک حالت که با تقلصات عضلانی ناگهانی و غیراختیاری مشخص می‌شود.

جملات نمونه

the astrantias bloom beautifully in the cottage garden.

استرانتیاها به زیبایی در گیاهان باغچه‌ای گل می‌زنند.

she planted several astrantias along the garden path.

او چند گیاه استرانتیا را در مسیر باغچه کاشت.

the astrantias attract butterflies with their delicate flowers.

استرانتیاها با گل‌های نرم خود مورچه‌های زنبق را جذب می‌کنند.

astrantias make excellent cut flowers for indoor arrangements.

استرانتیاها گل‌های برش داده شده بسیار خوبی برای تزئینات داخلی هستند.

the astrantias thrive in partial shade and moist soil.

استرانتیاها در نیمه سایه و خاک مرطوب به خوبی رشد می‌کنند.

gardeners appreciate astrantias for their long blooming season.

کاشتکاران از استرانتیاها به دلیل فصل گل‌زنی طولانی‌شان ارزش‌گذاری می‌کنند.

the astrantias add a touch of elegance to any border.

استرانتیاها به هر مرزی یک لمس از زیبایی می‌افزایند.

wild astrantias grow abundantly in mountain meadows.

استرانتیاهای جنگلی در مراتع کوهستانی به طور فراوانی رشد می‌کنند.

the astrantias have distinctive reddish-brown flower clusters.

استرانتیاها خوشه‌های گلی قرمزی-برنزی متمایز دارند.

she received a bouquet of astrantias as a gift.

او یک گلدان استرانتیا به عنوان هدیه دریافت کرد.

astrantias are hardy perennials that return year after year.

استرانتیاها گیاهان چندساله مقاومی هستند که هر سال دوباره باز می‌گردند.

the astrantias complement roses beautifully in mixed plantings.

استرانتیاها در کاشت‌های ترکیبی به زیبایی گل‌های گل‌گیاه را تکمیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید