asynchrony

[ایالات متحده]/ˌæsɪnˈkrɒni/
[بریتانیا]/ˌæsənˈkrɑːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت چیزهایی که همزمان اتفاق نمی‌افتند.; ناهمزمانی.

عبارات و ترکیب‌ها

asynchrony in communication

ناهمزمانی در ارتباطات

manage asynchrony effectively

به طور موثر ناهمزمانی را مدیریت کنید

avoiding asynchrony issues

اجتناب از مشکلات ناهمزمانی

implementing asynchrony solutions

اجرای راه حل های ناهمزمانی

reducing asynchrony delays

کاهش تاخیرهای ناهمزمانی

جملات نمونه

asynchrony is essential in modern computing.

ناهمزمانی برای محاسبات مدرن ضروری است.

we need to address the challenges of asynchrony in our project.

ما باید چالش‌های ناهمزمانی را در پروژه خود برطرف کنیم.

asynchrony allows for better resource utilization.

ناهمزمانی به استفاده بهتر از منابع اجازه می‌دهد.

the concept of asynchrony is crucial in network communications.

مفهوم ناهمزمانی در ارتباطات شبکه بسیار مهم است.

asynchrony can improve the responsiveness of applications.

ناهمزمانی می‌تواند پاسخگویی برنامه‌ها را بهبود بخشد.

understanding asynchrony is key to mastering javascript.

درک ناهمزمانی برای تسلط بر جاوا اسکریپت کلیدی است.

asynchrony helps in managing multiple tasks simultaneously.

ناهمزمانی به مدیریت همزمان چندین کار کمک می‌کند.

in programming, asynchrony can prevent blocking operations.

در برنامه‌نویسی، ناهمزمانی می‌تواند از عملیات مسدود کننده جلوگیری کند.

asynchrony is often implemented using callbacks or promises.

ناهمزمانی اغلب با استفاده از فراخوانی‌های بازگشتی یا وعده‌ها پیاده‌سازی می‌شود.

many modern frameworks leverage asynchrony for better performance.

بسیاری از چارچوب‌های مدرن برای عملکرد بهتر از ناهمزمانی استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید