ataraxes

[ایالات متحده]/ˌætəˈræksiːz/
[بریتانیا]/ˌætəˈræksiːz/

ترجمه

n. جمع atarax؛ فرم جمع ataraxia (حالت آرامش)

جملات نمونه

the philosopher sought ataraxes through contemplation and simple living.

فیلسوف با تأمل و زندگی ساده به دنبال آتاراکسی بود.

modern psychology recognizes the value of achieving ataraxes in a stressful world.

روانشناسی مدرن ارزش دستیابی به آتاراکسی در دنیایی پر از استرس را می‌شناسد.

stoic practices can lead to a state of ataraxes.

روش‌های استویک می‌توانند به حالتی از آتاراکسی منجر شوند.

she found ataraxes after years of turbulent emotions.

او پس از سال‌ها عواطف پر از ناپایداری آتاراکسی پیدا کرد.

the concept of ataraxes originated in ancient greek philosophy.

مفهوم آتاراکسی در فلسفه یونان باستان به وجود آمد.

meditation helps practitioners attain ataraxes.

تأمل به کسانی که آن را ممارز می‌کنند کمک می‌کند تا آتاراکسی دست یابند.

ataraxes represents freedom from worry and disturbance.

آتاراکسی آزادی از نگرانی و اضطراب را نمایان می‌کند.

epicurus taught that ataraxes is the highest good.

ایپیکوروس آموزش داد که آتاراکسی بالاترین خوبی است.

some people travel to remote locations seeking ataraxes.

بعضی افراد به مکان‌های دور و دیستان می‌روند تا آتاراکسی را پیدا کنند.

the ancient text described ataraxes as ultimate peace.

متن باستانی آتاراکسی را به عنوان آرامش نهایی توصیف کرد.

he practiced daily reflection to maintain his ataraxes.

او بازبینی روزانه را انجام می‌داد تا آتاراکسی خود را حفظ کند.

ataraxes differs from mere indifference; it is profound tranquility.

آتاراکسی از بی‌تفاوتی ساده متفاوت است؛ آن یک آرامش عمیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید