ateliers

[ایالات متحده]/ə'telɪeɪ/
[بریتانیا]/'ætl'je/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استودیو; کارگاه

جملات نمونه

She works in a fashion atelier designing haute couture.

او در یک آتلیه مد مشغول طراحی لباس‌های Haute Couture است.

The famous artist opened his own atelier to teach young talents.

هنرمند مشهور، آتلیه خود را برای آموزش استعدادهای جوان باز کرد.

The atelier is known for its exquisite handcrafted jewelry.

این آتلیه به خاطر جواهرات دست ساز نفیسش مشهور است.

The atelier is located in a charming old building downtown.

این آتلیه در یک ساختمان قدیمی و جذاب در مرکز شهر واقع شده است.

She spends hours in her atelier painting beautiful landscapes.

او ساعت‌ها در آتلیه خود مشغول نقاشی مناظر زیبا است.

The atelier specializes in restoring antique furniture.

این آتلیه در زمینه بازسازی مبلمان قدیمی تخصص دارد.

The atelier offers classes in various art techniques.

این آتلیه کلاس‌هایی در تکنیک‌های مختلف هنری ارائه می‌دهد.

Visitors can tour the atelier and see artists at work.

بازدیدکنندگان می‌توانند از آتلیه بازدید کرده و هنرمندان را در حال کار ببینند.

The atelier is known for its innovative approach to design.

این آتلیه به خاطر رویکرد نوآورانه خود در طراحی شناخته شده است.

She dreams of opening her own atelier one day.

او رویای باز کردن آتلیه خود را یک روز در سر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید