atheistic

[ایالات متحده]/ˌeiθi'istik,-kəl/
[بریتانیا]/ˌeθiˈɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انکار کردن یا عدم باور به وجود خدا؛ مربوط به بی‌خدایی.

جملات نمونه

He describes himself as an atheistic philosopher.

او خود را به عنوان یک فیلسوف بی‌خداتر توصیف می‌کند.

Many scientists are atheistic in their beliefs.

بسیاری از دانشمندان در باورهای خود بی‌خداتر هستند.

The novel explores atheistic themes through its characters.

رمان مضامین بی‌خدایی را از طریق شخصیت‌های خود بررسی می‌کند.

She adopted an atheistic worldview after studying philosophy.

او پس از تحصیل در فلسفه، جهان‌بینی بی‌خدایی را پذیرفت.

The atheistic perspective challenges traditional religious beliefs.

دیدگاه بی‌خدایی چالش‌هایی را برای باورهای مذهبی سنتی مطرح می‌کند.

His atheistic views often spark debates among his peers.

دیدگاه‌های بی‌خدایانه او اغلب بحث‌هایی را در بین همسالانش برمی‌انگیزد.

The atheistic movement gained momentum in the 20th century.

جنبش بی‌خدایی در قرن بیستم قدرت گرفت.

The author's atheistic novel caused controversy among readers.

رمان بی‌خدایانه نویسنده باعث جنجال در بین خوانندگان شد.

Atheistic societies often promote secular values and ethics.

جامعیت‌های بی‌خداتر اغلب ارزش‌ها و اخلاق سکولار را ترویج می‌کنند.

The atheistic perspective challenges the existence of a higher power.

دیدگاه بی‌خدایی چالش‌هایی را برای وجود یک قدرت برتر مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید