atonicity

[ایالات متحده]/ˌeɪtoʊˈnɪsɪti/
[بریتانیا]/ˌeɪtoʊˈnɪsəti/

ترجمه

n. کمبود تن یا تنش؛ شلی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

assessing vocal atonicity

ارزیابی بی‌رمختی صوتی

جملات نمونه

the patient exhibited signs of atonicity after the surgery.

بیمار علائمی از بی‌حسی عضلانی پس از جراحی نشان داد.

atonicity can lead to difficulties in movement.

بی‌حسی عضلانی می‌تواند منجر به مشکلات در حرکت شود.

the doctor explained how atonicity affects muscle control.

پزشک توضیح داد که بی‌حسی عضلانی چگونه بر کنترل عضلات تأثیر می‌گذارد.

therapy can help improve atonicity in patients.

درمان می‌تواند به بهبود بی‌حسی عضلانی در بیماران کمک کند.

understanding atonicity is crucial for rehabilitation.

درک بی‌حسی عضلانی برای توانبخشی بسیار مهم است.

he was diagnosed with atonicity after the accident.

او پس از حادثه به بی‌حسی عضلانی مبتلا شد.

atonicity may result from neurological disorders.

بی‌حسی عضلانی ممکن است ناشی از اختلالات عصبی باشد.

the research focused on the causes of atonicity.

تحقیقات بر روی علل بی‌حسی عضلانی متمرکز بود.

physical therapy can address issues related to atonicity.

فیزیوتراپی می‌تواند به رفع مشکلاتی که به بی‌حسی عضلانی مربوط می‌شوند، بپردازد.

patients with atonicity often require specialized care.

بیماران مبتلا به بی‌حسی عضلانی اغلب به مراقبت‌های تخصصی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید