attainting

[ایالات متحده]/əˈtɛɪnɪŋ/
[بریتانیا]/əˈteɪntɪŋ/

ترجمه

v. به عنوان مجازات از دارایی محروم شدن (حال استمراری attaint); تحت تأثیر قرار گرفتن یا مورد حمله قرار گرفتن توسط یک بیماری یا رنج دیگر; لکه‌دار یا tarnish کردن شهرت کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

attainting one's honor

کاهش آبروی یک فرد

attainting his reputation

کاهش شهرت او

attainting the innocent

آسیب رساندن به بی‌گناهان

جملات نمونه

attainting the reputation of a brand can take years.

رسیدن به شهرت یک برند می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

he was accused of attainting the integrity of the organization.

او به دستکاری یکپارچگی سازمان متهم شد.

attainting trust is crucial in any relationship.

کسب اعتماد در هر رابطه‌ای بسیار مهم است.

the scandal involved attainting the names of several public figures.

این رسوایی شامل آسیب رساندن به نام چند چهره عمومی بود.

attainting a person's character can have serious consequences.

آسیب رساندن به شخصیت یک فرد می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

she felt that the article was attainting her professional image.

او احساس کرد که این مقاله به تصویر حرفه‌ای او آسیب می‌رساند.

attainting public trust requires transparency and honesty.

کسب اعتماد عمومی نیازمند شفافیت و صداقت است.

he was warned against attainting the company's reputation.

به او هشدار داده شد که از آسیب رساندن به شهرت شرکت خودداری کند.

attainting the legacy of a leader can affect future generations.

آسیب رساندن به میراث یک رهبر می‌تواند بر نسل‌های آینده تأثیر بگذارد.

attainting the dignity of individuals is unacceptable.

آسیب رساندن به منزلت افراد غیرقابل قبول است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید