auguring

[ایالات متحده]/ˈɔːɡjʊrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɔːɡjərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پیش‌بینی یا پیش‌گویی آینده.; به عنوان نشانه یا علامتی از چیزی که در آینده خواهد آمد عمل کردن.; درگیر غیب‌گویی یا پیشگویی بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

auguring success

پیش‌گویی موفقیت

auguring good fortune

پیش‌گویی اقبال خوب

جملات نمونه

her smile was auguring good news.

لبخند او خبرهای خوبی را نوید می‌داد.

the dark clouds are auguring a storm.

ابرهای تیره طوفانی را پیش‌بینی می‌کنند.

his actions are auguring trouble ahead.

اقدامات او حاکی از مشکلات پیش رو است.

the signs are auguring well for the future.

نشانه‌ها برای آینده خوب پیش‌بینی می‌کنند.

her intuition was auguring something important.

شهود او نشان‌دهنده یک موضوع مهم بود.

the early results are auguring a victory.

نتایج اولیه حاکی از پیروزی است.

his dreams seemed to be auguring his fate.

به نظر می‌رسید رویاهای او سرنوشت او را پیش‌بینی می‌کنند.

the omens are auguring a successful harvest.

نشانه‌ها حاکی از برداشت محصولی موفقیت‌آمیز است.

they believe that the rituals are auguring prosperity.

آنها معتقدند که آیین‌ها رونق را نوید می‌دهند.

her departure was auguring a change in the team.

رفتن او نشان‌دهنده تغییر در تیم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید