foretelling

[ایالات متحده]/fɔːˈtɛlɪŋ/
[بریتانیا]/fɔrˈtɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیش‌بینی یا نشان دادن رویدادهای آینده

عبارات و ترکیب‌ها

foretelling events

پیش‌بینی وقایع

foretelling signs

پیش‌بینی نشانه‌ها

foretelling future

پیش‌بینی آینده

foretelling doom

پیش‌بینی سرنوشت شوم

foretelling change

پیش‌بینی تغییر

foretelling fate

پیش‌بینی سرنوشت

foretelling disaster

پیش‌بینی فاجعه

foretelling truth

پیش‌بینی حقیقت

foretelling outcomes

پیش‌بینی نتایج

foretelling prophecy

پیش‌بینی نبوت

جملات نمونه

foretelling the weather can be quite challenging.

پیش‌بینی آب و هوا می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

she has a gift for foretelling events accurately.

او استعداد پیش‌بینی دقیق رویدادها را دارد.

many cultures have traditions of foretelling the future.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های پیش‌گویی آینده را دارند.

foretelling one's destiny is a common theme in literature.

پیش‌گویی سرنوشت یک موضوع رایج در ادبیات است.

he enjoys foretelling the outcomes of sports games.

او از پیش‌بینی نتایج بازی‌های ورزشی لذت می‌برد.

foretelling disasters can help people prepare better.

پیش‌گویی بلایای طبیعی می‌تواند به مردم کمک کند تا بهتر آماده شوند.

she claims to have the ability of foretelling dreams.

او ادعا می‌کند توانایی پیش‌گویی رویاها را دارد.

foretelling economic trends requires deep analysis.

پیش‌گویی روندها و گرایش‌های اقتصادی نیاز به تحلیل عمیق دارد.

some believe that astrology is a method of foretelling.

برخی معتقدند که اخترشناسی روشی برای پیش‌گویی است.

foretelling changes in society can be complex.

پیش‌گویی تغییرات در جامعه می‌تواند پیچیده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید