aurous

[ایالات متحده]/ˈɔːrəs/
[بریتانیا]/ˈɔːrəs/

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه طلا؛ از رنگ زرد کمرنگ؛ مربوط به عنصر شیمیایی طلا (Au).

عبارات و ترکیب‌ها

aurous glow

درخشش طلایی

aurous aura

هاله طلایی

aurous sunset

غروب طلایی

aurous treasures

گنجینه های طلایی

aurous ambition

جاه طلبی طلایی

aurous dream

رویای طلایی

aurous future

آینده طلایی

aurous opportunity

فرصت طلایی

aurous victory

پیروزی طلایی

aurous beauty

زیبایی طلایی

aurous light

نور طلایی

aurous leaves

برگ های طلایی

aurous mane

یال طلایی

جملات نمونه

the aurous color of the sunset was breathtaking.

رنگ طلایی غروب خورشید نفس‌گیر بود.

she wore an aurous necklace that sparkled in the light.

او یک گردنبند طلایی پوشیده بود که در نور می‌درخشید.

the aurous leaves of autumn created a beautiful landscape.

برگ‌های طلایی پاییز یک منظره زیبا ایجاد کردند.

he received an aurous medal for his achievements.

او برای دستاوردهای خود مدال طلایی دریافت کرد.

the aurous glow of the candle lit up the room.

نور طلایی شمع اتاق را روشن کرد.

they decorated the hall with aurous ribbons for the celebration.

آنها تالار را با روبان‌های طلایی برای جشن تزئین کردند.

her aurous hair shone brightly in the sunlight.

موهای طلایی او به شدت در نور خورشید می‌درخشید.

the aurous coins were a symbol of wealth and prosperity.

سکه های طلایی نمادی از ثروت و رفاه بودند.

he admired the aurous artwork displayed in the gallery.

او آثار هنری طلایی که در گالری به نمایش گذاشته شده بود را تحسین کرد.

the aurous fabric of the dress caught everyone's attention.

پارچه طلایی لباس توجه همه را به خود جلب کرد.

the aurous glow of the sunset was breathtaking.

رنگ طلایی غروب خورشید نفس‌گیر بود.

the aurous leaves of autumn create a beautiful landscape.

برگ‌های طلایی پاییز یک منظره زیبا ایجاد می‌کنند.

he received an aurous medal for his outstanding achievements.

او برای دستاوردهای برجست خود مدال طلایی دریافت کرد.

the aurous fabric of her dress shimmered under the lights.

پارچه طلایی لباس او زیر نورها می‌درخشید.

they admired the aurous artifacts in the museum.

آنها آثار باستانی طلایی را در موزه تحسین کردند.

the aurous ring was a symbol of their love.

حلقه طلایی نمادی از عشق آنها بود.

he painted the room in an aurous hue for a warm atmosphere.

او اتاق را با رنگ طلایی برای ایجاد فضایی گرم رنگ کرد.

the aurous light from the candle created a cozy ambiance.

نور طلایی شمع فضایی دنج ایجاد کرد.

her aurous hair glistened in the sunlight.

موهای طلایی او در نور خورشید می‌درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید