luster

[ایالات متحده]/ˈlʌstə/
[بریتانیا]/ˈlʌstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخشیدن یا تابیدن بر روی یک سطح؛ جلال یا افتخار
vi. درخشیدن یا تابیدن
vt. چیزی را درخشان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

natural luster

درخشش طبیعی

metallic luster

درخشش فلزی

brilliant luster

درخشش براق

soft luster

درخشش ملایم

pearl luster

درخشش مرواریدی

silky luster

درخشش ابریشمی

glossy luster

درخشش صیقلی

faint luster

درخشش کم‌رنگ

vibrant luster

درخشش پر جنب‌وجوش

deep luster

درخشش عمیق

جملات نمونه

the luster of the diamond caught everyone's attention.

درخشش الماس توجه همه را به خود جلب کرد.

she polished the furniture to restore its original luster.

او مبلمان را برای بازگرداندن درخشندگی اصلی آن، پرداخت کرد.

the luster of the paint faded over time.

درخشندگی رنگ با گذشت زمان کم شد.

his eyes had a strange luster when he spoke about his dreams.

وقتی درباره رویاهایش صحبت می‌کرد، چشمانش درخشندگی عجیبی داشت.

the luster of the sea under the moonlight was breathtaking.

درخشندگی دریا در زیر نور ماه نفس‌گیر بود.

gold has a natural luster that makes it highly valued.

طلا دارای درخشندگی طبیعی است که آن را بسیار ارزشمند می‌کند.

the luster of the new car made it stand out in the showroom.

درخشندگی ماشین جدید باعث شد در نمایشگاه خودنمایی کند.

to maintain the luster of your shoes, regular polishing is essential.

برای حفظ درخشندگی کفش‌های خود، پرداخت منظم ضروری است.

the luster of her hair was enhanced by the new conditioner.

درخشندگی موهای او با نرم کننده جدید افزایش یافت.

they admired the luster of the freshly waxed floor.

آنها به درخشندگی کف واکس زده تازه تحسین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید