cutbacks

[ایالات متحده]/ˈkʌtbæks/
[بریتانیا]/ˈkʌtˌbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاهش در هزینه‌ها یا منابع؛ کاهش در نیروی کار یا پرسنل

عبارات و ترکیب‌ها

budget cutbacks

کاهش بودجه

staff cutbacks

کاهش کارکنان

program cutbacks

کاهش برنامه

spending cutbacks

کاهش هزینه

service cutbacks

کاهش خدمات

cost cutbacks

کاهش هزینه

funding cutbacks

کاهش بودجه

operational cutbacks

کاهش عملیاتی

cutbacks announced

اعلام کاهش‌ها

cutbacks expected

انتظار می‌رود کاهش‌ها

جملات نمونه

the company announced significant cutbacks in its budget.

شرکت اعلام کرد که کاهش قابل توجهی در بودجه خود ایجاد کرده است.

cutbacks in staff have led to increased workloads for everyone.

کاهش در تعداد کارکنان منجر به افزایش حجم کاری برای همه شده است.

many schools are facing cutbacks in funding this year.

بسیاری از مدارس امسال با کاهش بودجه مواجه هستند.

the city implemented cutbacks on public transportation services.

شهر خدمات حمل و نقل عمومی را کاهش داد.

due to cutbacks, the program will no longer be available.

به دلیل کاهش بودجه، این برنامه دیگر در دسترس نخواهد بود.

employees are concerned about potential cutbacks in their benefits.

کارمندان نگران کاهش احتمالی مزایای خود هستند.

the government announced cutbacks in social services.

دولت اعلام کرد که کاهش بودجه در خدمات اجتماعی وجود دارد.

cutbacks in production have affected the supply chain.

کاهش در تولید بر زنجیره تامین تأثیر گذاشته است.

investors are wary of companies making drastic cutbacks.

سرمایه گذاران نسبت به شرکت هایی که کاهش شدید ایجاد می کنند، محتاط هستند.

the organization is struggling to cope with recent cutbacks.

سازمان برای مقابله با کاهش های اخیر تلاش می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید