autogenic

[ایالات متحده]/ˌɔːtəˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌoʊtoʊˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید شده یا ناشی از درون یک موجود زنده یا سیستم؛ خود-تولید شده.

عبارات و ترکیب‌ها

autogenic training

خودآموزی

autogenic relaxation

آرامش خودکار

autogenic feedback

بازخورد خودکار

autogenic healing

بهبودی خودکار

جملات نمونه

autogenic training can help reduce stress.

تمرین خودکار می‌تواند به کاهش استرس کمک کند.

many athletes use autogenic relaxation techniques.

بسیاری از ورزشکاران از تکنیک‌های آرام‌سازی خودکار استفاده می‌کنند.

autogenic methods are effective for anxiety management.

روش‌های خودکار برای مدیریت اضطراب موثر هستند.

practicing autogenic exercises enhances mental well-being.

انجام تمرینات خودکار باعث افزایش سلامت روان می‌شود.

she learned autogenic training to improve her focus.

او برای بهبود تمرکز خود آموزش خودکار را یاد گرفت.

autogenic techniques can be practiced anywhere.

تکنیک‌های خودکار را می‌توان در هر مکانی تمرین کرد.

he found autogenic training helpful for his insomnia.

او آموزش خودکار را برای کمک به بی‌خوابی خود مفید یافت.

autogenic therapy promotes relaxation and self-awareness.

درمان خودکار آرامش و خودآگاهی را ترویج می‌کند.

she incorporates autogenic methods into her daily routine.

او روش‌های خودکار را در برنامه روزانه خود گنجانده است.

autogenic training can improve overall health.

آموزش خودکار می‌تواند سلامت کلی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید