automats

[ایالات متحده]/ˈɔːtəmæt/
[بریتانیا]/awˈtɑːmət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه فروش خودکار، به ویژه یکی که غذا یا نوشیدنی می‌فروشد؛ یک دستگاه مکانیکی خودکار

عبارات و ترکیب‌ها

automat vending machine

دستگاه خودکار فروش

coffee automat

دستگاه خودکار قهوه

soda automat

دستگاه خودکار نوشابه

snack automat

دستگاه خودکار تنقلات

ticket automat

دستگاه خودکار بلیط

vending automat

دستگاه خودکار فروش

coin-operated automat

دستگاه خودکار با سکه

automatic automat

دستگاه خودکار خودکار

modern automat

دستگاه خودکار مدرن

vintage automat

دستگاه خودکار قدیمی

multifunctional automat

دستگاه خودکار چند منظوره

جملات نمونه

she decided to grab a snack from the automat.

او تصمیم گرفت از اتوماتیک یک میان وعده بگیرد.

the automat was open 24 hours a day.

اتوماتیک ۲۴ ساعت در روز باز بود.

he enjoyed the convenience of the automat.

او از راحتی اتوماتیک لذت برد.

they found an automat in the middle of the city.

آنها یک اتوماتیک را در وسط شهر پیدا کردند.

the automat offered a variety of meals.

اتوماتیک انواع غذاها را ارائه می داد.

we bought drinks from the automat before the show.

ما قبل از نمایش نوشیدنی از اتوماتیک خریدیم.

she prefers using the automat instead of waiting in line.

او ترجیح می دهد به جای انتظار در صف از اتوماتیک استفاده کند.

there was a long line at the automat during lunchtime.

در زمان ناهار صف طولانی در اتوماتیک وجود داشت.

he quickly chose a sandwich from the automat.

او به سرعت یک ساندویچ از اتوماتیک انتخاب کرد.

the automat was a popular spot for students.

اتوماتیک یک مکان محبوب برای دانش آموزان بود.

we decided to grab a snack from the automat.

ما تصمیم گرفتیم از اتوماتیک یک میان وعده بگیریم.

the city has a famous automat that serves delicious meals.

این شهر یک اتوماتیک معروف دارد که غذاهای خوشمزه سرو می کند.

she prefers eating at the automat for its convenience.

او ترجیح می دهد به دلیل راحتی در اتوماتیک غذا بخورد.

automats were popular in the early 20th century.

اتوماتیک ها در اوایل قرن بیستم محبوب بودند.

he found an automat that was open late at night.

او یک اتوماتیک پیدا کرد که تا دیروقت باز بود.

we enjoyed our meal at the automat while people-watching.

ما از غذا خوردن در اتوماتیک در حالی که مردم را تماشا می کردیم لذت بردیم.

the automat offers a variety of dishes to choose from.

اتوماتیک انواع غذاها را برای انتخاب ارائه می دهد.

she quickly grabbed a coffee from the automat before heading to work.

او به سرعت یک قهوه از اتوماتیک قبل از رفتن به سر کار گرفت.

many people reminisce about the old automat experiences.

بسیاری از مردم به یاد خاطره اتوماتیک های قدیمی می افتند.

automats are a great option for a quick lunch.

اتوماتیک ها یک گزینه عالی برای یک ناهار سریع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید