avant-gardes

[ایالات متحده]/ˌævɒ̃ˈɡɑːd/
[بریتانیا]/ˌævɑːnˈɡɑːrd/

ترجمه

n. گروه نوآور در هنر؛ پیشگامان
adj. نوآورانه؛ تجربی؛ جلوتر از زمان خود

عبارات و ترکیب‌ها

avant-garde art

هنر نه‌نگار

avant-garde cinema

سینمای نه‌نگار

an avant-garde

یک نه‌نگار

being avant-garde

نه‌نگار بودن

avant-garde movement

جنبش نه‌نگار

avant-garde fashion

مد نه‌نگار

highly avant-garde

بسیار نه‌نگار

avant-garde ideas

ایده‌های نه‌نگار

avant-garde theater

تئاتر نه‌نگار

avant-garde style

سبک نه‌نگار

جملات نمونه

the gallery showcased a collection of avant-garde sculptures.

گالری مجموعه‌ای از مجسمه‌های پیشرو را به نمایش گذاشت.

her avant-garde fashion sense always turned heads.

حس مد روز پیشرو او همیشه توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد.

the film's avant-garde techniques were initially confusing to audiences.

تکنیک‌های پیشرو فیلم در ابتدا برای مخاطبان گیج‌کننده بود.

he's an avant-garde composer pushing the boundaries of music.

او یک آهنگساز پیشرو است که مرزهای موسیقی را گسترش می‌دهد.

the avant-garde theater group presented a challenging performance.

گروه تئاتر پیشرو یک اجرای چالش‌برانگیز ارائه داد.

the artist's avant-garde approach to painting was revolutionary.

رویکرد نوآورانه هنرمند به نقاشی انقلابی بود.

we admire their avant-garde design aesthetic.

ما از زیبایی‌شناسی طراحی پیشرو آن‌ها قدردانی می‌کنیم.

the avant-garde movement challenged traditional artistic norms.

جنبش پیشرو هنجارهای هنری سنتی را به چالش کشید.

the restaurant featured an avant-garde fusion menu.

رستوران دارای منوی تلفیقی پیشرو بود.

the critic praised the band's avant-garde sound.

منتقد از صدای پیشرو گروه قدردانی کرد.

she embraced an avant-garde lifestyle and philosophy.

او یک سبک زندگی و فلسفه پیشرو را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید