aven

[ایالات متحده]/ˈeɪvən/
[بریتانیا]/ˈævən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گودال یا چاله طبیعی، به ویژه یکی که توسط فرسایش سنگ آهک تشکیل شده است.; یک حفره در منطقه‌ای از تشکیل‌های سنگ آهک.; یک فرورفتگی یا غار حل‌شده که توسط حل شدن سنگ‌های قابل حل تشکیل شده است، معمولاً در یک منظر کارستی.
Word Forms
جمعavens

عبارات و ترکیب‌ها

avenue of opportunity

بامداد فرصت

avenues of exploration

مسیرهای اکتشاف

come down avenu

بیایید در امتداد خیابان

avenues of approach

مسیرهای دسترسی

avenue for growth

خیابان برای رشد

a grand avenu

یک خیابان بزرگ

avenue to success

مسیر رسیدن به موفقیت

جملات نمونه

we need to find a safe haven for the stray cats.

ما باید یک پناهگاه امن برای گربه‌های ولگرد پیدا کنیم.

she felt a sense of haven when she visited her grandmother's house.

او احساس پناهگاه کرد وقتی به خانه مادربزرگش رفت.

the park serves as a haven for local wildlife.

پارک به عنوان یک پناهگاه برای حیات وحش محلی عمل می کند.

he found a haven in his art during difficult times.

او در دوران سخت در هنر خود پناهگاهی یافت.

the library is a haven for students studying for exams.

کتابخانه پناهگاهی برای دانش آموزانی که برای امتحانات مطالعه می کنند است.

they turned their backyard into a peaceful haven.

آنها حیاط پشتی خود را به یک پناهگاه آرام تبدیل کردند.

after the storm, the small village became a haven for refugees.

بعد از طوفان، روستای کوچک به پناهگاهی برای آوارگان تبدیل شد.

her garden is a haven of tranquility.

باغ او پناهگاهی از آرامش است.

the beach is a haven for sunbathers and surfers alike.

ساحل پناهگاهی برای آفتاب گرفته و موج سواران است.

finding a haven in nature can be very healing.

پیدا کردن پناهگاهی در طبیعت می تواند بسیار شفابخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید