| جمع | avens |
avenue of opportunity
بامداد فرصت
avenues of exploration
مسیرهای اکتشاف
come down avenu
بیایید در امتداد خیابان
avenues of approach
مسیرهای دسترسی
avenue for growth
خیابان برای رشد
a grand avenu
یک خیابان بزرگ
avenue to success
مسیر رسیدن به موفقیت
we need to find a safe haven for the stray cats.
ما باید یک پناهگاه امن برای گربههای ولگرد پیدا کنیم.
she felt a sense of haven when she visited her grandmother's house.
او احساس پناهگاه کرد وقتی به خانه مادربزرگش رفت.
the park serves as a haven for local wildlife.
پارک به عنوان یک پناهگاه برای حیات وحش محلی عمل می کند.
he found a haven in his art during difficult times.
او در دوران سخت در هنر خود پناهگاهی یافت.
the library is a haven for students studying for exams.
کتابخانه پناهگاهی برای دانش آموزانی که برای امتحانات مطالعه می کنند است.
they turned their backyard into a peaceful haven.
آنها حیاط پشتی خود را به یک پناهگاه آرام تبدیل کردند.
after the storm, the small village became a haven for refugees.
بعد از طوفان، روستای کوچک به پناهگاهی برای آوارگان تبدیل شد.
her garden is a haven of tranquility.
باغ او پناهگاهی از آرامش است.
the beach is a haven for sunbathers and surfers alike.
ساحل پناهگاهی برای آفتاب گرفته و موج سواران است.
finding a haven in nature can be very healing.
پیدا کردن پناهگاهی در طبیعت می تواند بسیار شفابخش باشد.
avenue of opportunity
بامداد فرصت
avenues of exploration
مسیرهای اکتشاف
come down avenu
بیایید در امتداد خیابان
avenues of approach
مسیرهای دسترسی
avenue for growth
خیابان برای رشد
a grand avenu
یک خیابان بزرگ
avenue to success
مسیر رسیدن به موفقیت
we need to find a safe haven for the stray cats.
ما باید یک پناهگاه امن برای گربههای ولگرد پیدا کنیم.
she felt a sense of haven when she visited her grandmother's house.
او احساس پناهگاه کرد وقتی به خانه مادربزرگش رفت.
the park serves as a haven for local wildlife.
پارک به عنوان یک پناهگاه برای حیات وحش محلی عمل می کند.
he found a haven in his art during difficult times.
او در دوران سخت در هنر خود پناهگاهی یافت.
the library is a haven for students studying for exams.
کتابخانه پناهگاهی برای دانش آموزانی که برای امتحانات مطالعه می کنند است.
they turned their backyard into a peaceful haven.
آنها حیاط پشتی خود را به یک پناهگاه آرام تبدیل کردند.
after the storm, the small village became a haven for refugees.
بعد از طوفان، روستای کوچک به پناهگاهی برای آوارگان تبدیل شد.
her garden is a haven of tranquility.
باغ او پناهگاهی از آرامش است.
the beach is a haven for sunbathers and surfers alike.
ساحل پناهگاهی برای آفتاب گرفته و موج سواران است.
finding a haven in nature can be very healing.
پیدا کردن پناهگاهی در طبیعت می تواند بسیار شفابخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید