an avertable tragedy
یک تراژدی که میتوان از آن جلوگیری کرد
avertable risks
خطرات قابل اجتناب
avertable consequences
پیامدهای قابل اجتناب
an avertable disaster
یک فاجعه که میتوان از آن جلوگیری کرد
avertable mistakes
اشتباهات قابل اجتناب
many accidents are avertable with proper safety measures.
بسیاری از حوادث با رعایت اقدامات ایمنی مناسب قابل اجتناب هستند.
we should focus on avertable risks in our planning.
ما باید بر روی خطرات قابل اجتناب در برنامه ریزی خود تمرکز کنیم.
his illness was avertable with early intervention.
بیماری او با مداخله زودهنگام قابل پیشگیری بود.
investing in education can lead to avertable poverty.
سرمایه گذاری در آموزش می تواند منجر به کاهش فقر قابل پیشگیری شود.
many environmental issues are avertable with sustainable practices.
بسیاری از مسائل زیست محیطی با استفاده از روش های پایدار قابل پیشگیری هستند.
we must identify avertable challenges in the project.
ما باید چالش های قابل پیشگیری را در پروژه شناسایی کنیم.
her financial problems were largely avertable with better budgeting.
مشکلات مالی او تا حد زیادی با برنامه ریزی بهتر قابل پیشگیری بود.
effective communication can help avertable misunderstandings.
ارتباط موثر می تواند به جلوگیری از سوء تفاهم کمک کند.
many health issues are avertable through lifestyle changes.
بسیاری از مشکلات بهداشتی از طریق تغییر سبک زندگی قابل پیشگیری هستند.
by planning ahead, we can make many problems avertable.
با برنامه ریزی از قبل، می توانیم بسیاری از مشکلات را قابل پیشگیری کنیم.
an avertable tragedy
یک تراژدی که میتوان از آن جلوگیری کرد
avertable risks
خطرات قابل اجتناب
avertable consequences
پیامدهای قابل اجتناب
an avertable disaster
یک فاجعه که میتوان از آن جلوگیری کرد
avertable mistakes
اشتباهات قابل اجتناب
many accidents are avertable with proper safety measures.
بسیاری از حوادث با رعایت اقدامات ایمنی مناسب قابل اجتناب هستند.
we should focus on avertable risks in our planning.
ما باید بر روی خطرات قابل اجتناب در برنامه ریزی خود تمرکز کنیم.
his illness was avertable with early intervention.
بیماری او با مداخله زودهنگام قابل پیشگیری بود.
investing in education can lead to avertable poverty.
سرمایه گذاری در آموزش می تواند منجر به کاهش فقر قابل پیشگیری شود.
many environmental issues are avertable with sustainable practices.
بسیاری از مسائل زیست محیطی با استفاده از روش های پایدار قابل پیشگیری هستند.
we must identify avertable challenges in the project.
ما باید چالش های قابل پیشگیری را در پروژه شناسایی کنیم.
her financial problems were largely avertable with better budgeting.
مشکلات مالی او تا حد زیادی با برنامه ریزی بهتر قابل پیشگیری بود.
effective communication can help avertable misunderstandings.
ارتباط موثر می تواند به جلوگیری از سوء تفاهم کمک کند.
many health issues are avertable through lifestyle changes.
بسیاری از مشکلات بهداشتی از طریق تغییر سبک زندگی قابل پیشگیری هستند.
by planning ahead, we can make many problems avertable.
با برنامه ریزی از قبل، می توانیم بسیاری از مشکلات را قابل پیشگیری کنیم.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now