averted

[ایالات متحده]/əˈvɜːtɪd/
[بریتانیا]/əˈvɝːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور کردن یا کنار رفتن؛ جلوگیری از وقوع چیزی
adj. دور شده یا کنار رفته؛ جابجا شده

عبارات و ترکیب‌ها

averted his gaze

از نگاه خودداری کرد

averted disaster

از بروز فاجعه جلوگیری کرد

averted a crisis

از بحران جلوگیری کرد

averted attention

توجه را منحرف کرد

avert one's eyes

سرم را پایین انداخت

averted his suspicions

شک او را برطرف کرد

averted a conflict

از بروز درگیری جلوگیری کرد

avert danger

از خطر جلوگیری کرد

successfully averted

به طور موفقیت آمیزی جلوگیری کرد

جملات نمونه

the crisis was averted by quick action from the team.

بحران با اقدام سریع تیم جلوگیری شد.

measures were taken to avert a potential disaster.

برای جلوگیری از یک فاجعه احتمالی، اقداماتی انجام شد.

they averted their eyes from the disturbing scene.

آنها چشم خود را از صحنه آزاردهنده دور کردند.

his timely intervention averted a serious accident.

عملکرد به موقع او از یک حادثه جدی جلوگیری کرد.

efforts were made to avert any misunderstandings.

برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم، تلاش هایی انجام شد.

she averted her gaze when the argument escalated.

وقتی بحث بالا گرفت، او نگاه خود را منحرف کرد.

they worked together to avert a financial crisis.

آنها برای جلوگیری از بحران مالی با هم همکاری کردند.

the government took steps to avert a public health emergency.

دولت اقداماتی برای جلوگیری از یک بحران بهداشت عمومی انجام داد.

he averted his thoughts from the troubling news.

او افکار خود را از اخبار ناراحت کننده دور کرد.

by planning ahead, we can avert future problems.

با برنامه ریزی از قبل، می توانیم از مشکلات آینده جلوگیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید