deflected

[ایالات متحده]/dɪ'flektɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک مسیر مستقیم یا ثابت منحرف شده;
adj. از یک مسیر مستقیم یا ثابت منحرف شده.

عبارات و ترکیب‌ها

was deflected

منحرف شد

deflected off

از آن منحرف شد

deflected the ball

توپ را منحرف کرد

deflected the blame

تقصیر را منحرف کرد

جملات نمونه

Our goalie deflected their shot.

دروازه‌بان ما شوت آن‌ها را مهار کرد.

the bullet was deflected harmlessly into the ceiling.

گلوله به طور بی‌ضرر به سقف برخورد کرد و منحرف شد.

the ball deflected off Knight's body.

توپ از بدن نایت برخورد کرد و منحرف شد.

the compass needle is deflected from magnetic north by metal in the aircraft.

قطب‌نمای مغناطیسی به دلیل وجود فلز در هواپیما از شمال مغناطیسی منحرف می‌شود.

Polite but inflexible, she would not be deflected from her intention.

با وجود اینکه مؤدب بود اما انعطاف‌پذیر نبود و از هدف خود منصرف نمی‌شد.

The bullet struck a wall and was deflected from its course.

گلوله به دیوار برخورد کرد و از مسیر خود منحرف شد.

she refused to be deflected from anything she had set her mind on.

او از انجام هر کاری که در نظر داشت منصرف نشد.

The third wind belt develops as cold polar air sinks and moves south, is deflected to the right, and is therefore called the polar easterlies.

کمربند بادی سوم با سرد شدن و پایین رفتن هوای قطبی که به سمت جنوب حرکت می‌کند، به سمت راست منحرف می‌شود و به همین دلیل به بادهای شرقی قطبی معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید