averter device
دستگاه جلوگیریکننده
lightning averter
جلوگیریکننده صاعقه
solar flare averter
جلوگیریکننده فوران خورشیدی
risk averter
جلوگیریکننده خطر
accident averter
جلوگیریکننده تصادف
spam averter
جلوگیریکننده هرزنامه
negative averter
جلوگیریکننده منفی
conflict averter
جلوگیریکننده درگیری
change averter
جلوگیریکننده تغییر
he is an averter of bad luck.
او از بدشانسیها جلوگیری میکند.
the averter of disasters was praised by the villagers.
نجاتدهنده از فاجعه توسط اهالی روستا مورد تحسین قرار گرفت.
she acts as an averter in difficult situations.
او در شرایط دشوار به عنوان یک نجاتدهنده عمل میکند.
the averter of conflicts always finds a solution.
نجاتدهنده از درگیریها همیشه راهحلی پیدا میکند.
as an averter, he helps people avoid mistakes.
به عنوان یک نجاتدهنده، او به مردم کمک میکند تا از اشتباهات خود اجتناب کنند.
they consider him an averter of negativity.
آنها او را به عنوان یک نجاتدهنده از منفینگری در نظر میگیرند.
the community relies on her as an averter of fear.
جامعه به او به عنوان یک نجاتدهنده از ترس تکیه میکند.
in mythology, the averter often possesses special powers.
در اساطیر، نجاتدهنده اغلب دارای قدرتهای ویژهای است.
he developed skills as an averter throughout his career.
او در طول دوران حرفهای خود مهارتهایی به عنوان یک نجاتدهنده کسب کرد.
being an averter requires wisdom and patience.
نجاتدهنده بودن نیازمند خرد و صبر است.
averter device
دستگاه جلوگیریکننده
lightning averter
جلوگیریکننده صاعقه
solar flare averter
جلوگیریکننده فوران خورشیدی
risk averter
جلوگیریکننده خطر
accident averter
جلوگیریکننده تصادف
spam averter
جلوگیریکننده هرزنامه
negative averter
جلوگیریکننده منفی
conflict averter
جلوگیریکننده درگیری
change averter
جلوگیریکننده تغییر
he is an averter of bad luck.
او از بدشانسیها جلوگیری میکند.
the averter of disasters was praised by the villagers.
نجاتدهنده از فاجعه توسط اهالی روستا مورد تحسین قرار گرفت.
she acts as an averter in difficult situations.
او در شرایط دشوار به عنوان یک نجاتدهنده عمل میکند.
the averter of conflicts always finds a solution.
نجاتدهنده از درگیریها همیشه راهحلی پیدا میکند.
as an averter, he helps people avoid mistakes.
به عنوان یک نجاتدهنده، او به مردم کمک میکند تا از اشتباهات خود اجتناب کنند.
they consider him an averter of negativity.
آنها او را به عنوان یک نجاتدهنده از منفینگری در نظر میگیرند.
the community relies on her as an averter of fear.
جامعه به او به عنوان یک نجاتدهنده از ترس تکیه میکند.
in mythology, the averter often possesses special powers.
در اساطیر، نجاتدهنده اغلب دارای قدرتهای ویژهای است.
he developed skills as an averter throughout his career.
او در طول دوران حرفهای خود مهارتهایی به عنوان یک نجاتدهنده کسب کرد.
being an averter requires wisdom and patience.
نجاتدهنده بودن نیازمند خرد و صبر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید