averter

[ایالات متحده]/əˈvɜːtər/
[بریتانیا]/əˈvɝːtər/

ترجمه

n. دستگاه یا چیزی که خطر یا آسیب را جلوگیری می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

averter device

دستگاه جلوگیری‌کننده

lightning averter

جلوگیری‌کننده صاعقه

solar flare averter

جلوگیری‌کننده فوران خورشیدی

risk averter

جلوگیری‌کننده خطر

accident averter

جلوگیری‌کننده تصادف

spam averter

جلوگیری‌کننده هرزنامه

negative averter

جلوگیری‌کننده منفی

conflict averter

جلوگیری‌کننده درگیری

change averter

جلوگیری‌کننده تغییر

جملات نمونه

he is an averter of bad luck.

او از بدشانسی‌ها جلوگیری می‌کند.

the averter of disasters was praised by the villagers.

نجات‌دهنده از فاجعه توسط اهالی روستا مورد تحسین قرار گرفت.

she acts as an averter in difficult situations.

او در شرایط دشوار به عنوان یک نجات‌دهنده عمل می‌کند.

the averter of conflicts always finds a solution.

نجات‌دهنده از درگیری‌ها همیشه راه‌حلی پیدا می‌کند.

as an averter, he helps people avoid mistakes.

به عنوان یک نجات‌دهنده، او به مردم کمک می‌کند تا از اشتباهات خود اجتناب کنند.

they consider him an averter of negativity.

آنها او را به عنوان یک نجات‌دهنده از منفی‌نگری در نظر می‌گیرند.

the community relies on her as an averter of fear.

جامعه به او به عنوان یک نجات‌دهنده از ترس تکیه می‌کند.

in mythology, the averter often possesses special powers.

در اساطیر، نجات‌دهنده اغلب دارای قدرت‌های ویژه‌ای است.

he developed skills as an averter throughout his career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود مهارت‌هایی به عنوان یک نجات‌دهنده کسب کرد.

being an averter requires wisdom and patience.

نجات‌دهنده بودن نیازمند خرد و صبر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید