avidness

[ایالات متحده]/ˈævɪd.nəs/
[بریتانیا]/ˈævɪdnəs/

ترجمه

n. حالت بسیار مشتاق یا هیجان‌زده بودن در مورد چیزی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

avidness for knowledge

اشتیاق به دانش

demonstrate avidness

نشان دادن اشتیاق

quench their avidness

خاموش کردن اشتیاق آنها

fueling their avidness

سوختن اشتیاق آنها

avidness in learning

اشتیاق در یادگیری

express their avidness

ابراز اشتیاق آنها

surrender to avidness

تسلیم به اشتیاق

جملات نمونه

her avidness for knowledge led her to read every book in the library.

اشتیاق او به دانش باعث شد تمام کتاب‌های کتابخانه را بخواند.

he approached the project with an avidness that impressed everyone.

او با اشتیاقی به پروژه نزدیک شد که همه را تحت تاثیر قرار داد.

the avidness of the fans was evident during the concert.

اشتیاق طرفداران در طول کنسرت آشکار بود.

her avidness for adventure took her to many countries.

اشتیاق او به ماجراجویی او را به بسیاری از کشورها برد.

he showed an avidness for sports that made him a natural athlete.

او اشتیاقی برای ورزش نشان داد که باعث شد یک ورزشکار با استعداد باشد.

the avidness with which she pursued her goals was inspiring.

اشتیاقی که با آن او به دنبال اهداف خود رفت الهام بخش بود.

his avidness for cooking led him to become a professional chef.

اشتیاق او به آشپزی باعث شد او به یک سرآشپز حرفه ای تبدیل شود.

they shared an avidness for travel and explored the world together.

آنها اشتیاقی برای سفر داشتند و دنیا را با هم کاوش کردند.

her avidness for art drove her to become a talented painter.

اشتیاق او به هنر باعث شد او به یک نقاش با استعداد تبدیل شود.

the avidness of the students in the science class was remarkable.

اشتیاق دانش آموزان در کلاس علوم قابل توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید