avion

[ایالات متحده]/ˈeɪv.i.ɒn/
[بریتانیا]/avˈiːən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هواپیمای نظامی
Word Forms
جمعavions

عبارات و ترکیب‌ها

on an avion

روی یک هواپیمای تجاری

avion rental

اجاره هواپیما

commercial avion

هواپیمای تجاری

private avion

هواپیمای خصوصی

avion maintenance

نگهداری هواپیما

avions for sale

فروش هواپیما

جملات نمونه

i saw an avion flying in the sky.

من یک هواپیما را در حال پرواز در آسمان دیدم.

the avion landed smoothly on the runway.

هواپیما به طور ایمن و بدون مشکل روی باند فرود آمد.

she dreams of becoming a pilot for an avion.

او رویای تبدیل شدن به خلبان یک هواپیما را دارد.

we booked an avion for our vacation.

ما یک هواپیما برای تعطیلات خود رزرو کردیم.

the avion was delayed due to bad weather.

هواپیما به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد تاخیر داشت.

he enjoys watching avion take-offs and landings.

او از تماشای برخاستن و فرود آمدن هواپیما لذت می برد.

they designed a new avion for commercial flights.

آنها یک هواپیمای جدید برای پروازهای تجاری طراحی کردند.

the avion is equipped with the latest technology.

هواپیما مجهز به آخرین فناوری ها است.

passengers must board the avion at gate 5.

مسافران باید سوار هواپیما از دروازه شماره 5 شوند.

she took an avion to visit her family overseas.

او با یک هواپیما برای دیدار با خانواده اش به خارج از کشور سفر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید