tren

[ایالات متحده]/trɛn/
[بریتانیا]/trɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تری‌اتیل‌آمین

جملات نمونه

he decided to tren his skills in photography.

او تصمیم گرفت مهارت‌های خود را در عکاسی تقویت کند.

she wants to tren her knowledge of foreign languages.

او می‌خواهد دانش خود را در مورد زبان‌های خارجی تقویت کند.

they need to tren their teamwork abilities.

آنها باید توانایی‌های کار گروهی خود را تقویت کنند.

the company aims to tren its market presence.

شرکت قصد دارد حضور خود در بازار را تقویت کند.

he is working hard to tren his physical fitness.

او سخت تلاش می‌کند تا آمادگی جسمانی خود را تقویت کند.

she plans to tren her cooking skills this summer.

او قصد دارد این تابستان مهارت‌های آشپزی خود را تقویت کند.

we should tren our focus on customer satisfaction.

ما باید تمرکز خود را بر رضایت مشتری تقویت کنیم.

to succeed, he must tren his negotiation techniques.

برای موفقیت، او باید تکنیک‌های مذاکره خود را تقویت کند.

they are looking for ways to tren their sales strategy.

آنها به دنبال راه‌هایی برای تقویت استراتژی فروش خود هستند.

she believes that it's important to tren emotional intelligence.

او معتقد است که تقویت هوش هیجانی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید