avouching

[ایالات متحده]/əˈvʌtʃɪŋ/
[بریتانیا]/əˈvʌtʃɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را به عنوان حقیقت ادعا کردن یا تأیید کردن؛ برای کسی یا چیزی ضمانت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

avouching someone's innocence

تایید بی‌گناهی کسی

avouching one's commitment

تایید تعهد خود

avouching one's expertise

تایید تخصص خود

avouching one's intentions

تایید نیات خود

جملات نمونه

he was avouching his loyalty to the cause.

او داشت وفاداری خود را به هدف اعلام می‌کرد.

the witness is avouching the events that transpired that night.

شهادت‌دهنده وقایعی را که در آن شب رخ دادند تأیید می‌کند.

she kept avouching her innocence throughout the trial.

او در طول محاکمه بارها بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

they were avouching the quality of their products.

آنها کیفیت محصولات خود را تأیید می‌کردند.

he is avouching for the accuracy of the report.

او صحت گزارش را تأیید می‌کند.

the lawyer was avouching his client's alibi.

وکیل، ادعای بی‌گناهی موکل خود را تأیید کرد.

many experts are avouching the benefits of meditation.

متخصصان زیادی فواید مدیتیشن را تأیید می‌کنند.

she was avouching her commitment to the project.

او تعهد خود را به پروژه اعلام می‌کرد.

the team is avouching their readiness for the competition.

تیم آمادگی خود را برای مسابقه تأیید می‌کند.

he is avouching the necessity of change in the organization.

او ضرورت ایجاد تغییر در سازمان را تأیید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید