avowed

[ایالات متحده]/ə'vaʊd/
[بریتانیا]/ə'vaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور علنی اعلام شده; تصدیق شده

عبارات و ترکیب‌ها

avowed enemy

دشمن قسم خورده

avowed goal

هدف اعلام شده

جملات نمونه

He avowed that he would never cooperate with them again.

او قول داد که دیگر با آنها همکاری نخواهم کرد.

The party’s avowed aim was to struggle against capitalist exploitation.

هدف اعلام شده حزب مبارزه علیه استثمار سرمایه داری بود.

An avowed urbanist, Mr.Berggruen started investing in projects aimed at reviving decaying inner cities.

آقای برگ‌گرون، یک شهروند شهری اعلام شده، شروع به سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی کرد که هدف آن احیای شهرهای داخلی رو به زوال بود.

an avowed supporter of environmental protection

یک حامی اعلام شده از حفاظت از محیط زیست

avowed commitment to social justice

تعهد اعلام شده به عدالت اجتماعی

avowed enemy of corruption

دشمن اعلام شده فساد

avowed goal of reducing poverty

هدف اعلام شده کاهش فقر

avowed intention to improve education

قصد اعلام شده برای بهبود آموزش

avowed advocate for human rights

طرفدار اعلام شده حقوق بشر

avowed opposition to discrimination

مخالفت اعلام شده با تبعیض

avowed desire for peace

آرزوی اعلام شده برای صلح

avowed plan to combat climate change

برنامه اعلام شده برای مقابله با تغییرات آب و هوایی

avowed determination to succeed

عزم اعلام شده برای موفقیت

نمونه‌های واقعی

John William King, an avowed racist, was executed by lethal injection last night.

جان ویلیام کینگ، یک نژادپرست آشکار، شب گذشته اعدام شد.

منبع: PBS English News

Ms Rooney, an avowed Marxist, has implied in interviews that these views reflect her own.

خانم رونی، یک مارکسیست آشکار، در مصاحبه‌ها اشاره کرده است که این نظرات بازتابی از نظرات خود او هستند.

منبع: The Economist (Summary)

But his avowed intention to imprison us forever on his ship justified our every effort.

اما قصد آشکار او برای حبس ما برای همیشه در کشتی‌اش توجیه هر تلاشی ما را کرد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

But the Holy See looks more problematic, despite Pope Francis's avowed intention of overhauling its tangled finances.

اما واتیکان بیشتر مشکل‌ساز به نظر می‌رسد، با وجود قصد آشکار پاپ فرانسیس برای بازسازی امور مالی درهم‌ریخته آن.

منبع: The Economist (Summary)

A rotation of this kind seems alone a sufficient security against any practices which cannot be avowed.

یک چرخش از این نوع به تنهایی به عنوان یک اقدام امنیتی کافی در برابر هرگونه عملیاتی که نمی‌توان آن را آشکار کرد، به نظر می‌رسد.

منبع: The Wealth of Nations (Part Three)

But here you have an avowed far-right figure leading an attack into Russia.

اما در اینجا شما یک چهره افراطی راست آشکار را دارید که به رهبری یک حمله به روسیه است.

منبع: Financial Times Podcast

Fear especially is avowed, stripped of its veils, and shown in all its nakedness.

ترس به ویژه آشکار است، از نقاب‌ها جدا شده و در تمام زشتی خود نشان داده شده است.

منبع: The Biography of Tolstoy

Joan avoided him every time and finally avowed her aversion.

ژوان هر بار از او اجتناب می‌کرد و در نهایت نفرت خود را آشکار کرد.

منبع: Pan Pan

It is my avowed hope that soon I may find a mistress for it.

امید آشکار من این است که به زودی بتوانم برای آن یک معشوقه پیدا کنم.

منبع: My channel

308--It is my avowed hope that soon I may find a mistress for it.

308--امید آشکار من این است که به زودی بتوانم برای آن یک معشوقه پیدا کنم.

منبع: Pride and Prejudice 2005

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید