axially

[ایالات متحده]/ˈæksɪəli/
[بریتانیا]/ˈækʃiəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در یا در امتداد محور; محوری.; به سمت محور; در جهت محور.

عبارات و ترکیب‌ها

axially symmetric

تقارن محوری

axially loaded

تحت بار محوری

axially aligned

تراز محوری

axially oriented

جهت‌گیری محوری

axially compressed

فشرده‌سازی محوری

axially extruded

اکسترود شده به صورت محوری

axially symmetric structure

ساختار با تقارن محوری

axially rotating shaft

محور چرخشی محوری

axially polarized light

نور پلاریزه محوری

axially supported bearing

یاتاقان با پشتیبانی محوری

جملات نمونه

the cylinder was designed to rotate axially.

سیلندر طوری طراحی شده بود که به صورت محوری بچرخد.

axially symmetric structures are often more stable.

ساختارهای متقارن محوری اغلب پایدارتر هستند.

the forces acted axially on the beam.

نیروها به صورت محوری روی تیر عمل کردند.

the motor operates axially to improve efficiency.

موتور برای بهبود راندمان به صورت محوری کار می کند.

we need to align the components axially.

ما باید اجزا را به صورت محوری تراز کنیم.

the load was applied axially to the structure.

بار به صورت محوری به سازه اعمال شد.

axially loaded columns require careful analysis.

ستون های بارگذاری شده به صورت محوری نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارند.

she measured the displacement axially during the test.

او جابجایی را به صورت محوری در طول آزمایش اندازه گیری کرد.

the design features axially aligned components.

طراحی شامل اجزای تراز شده به صورت محوری است.

axially directed forces can cause bending in beams.

نیروهای مستقیم محوری می توانند باعث ایجاد خمیدگی در تیرها شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید