axially symmetric
تقارن محوری
axially loaded
تحت بار محوری
axially aligned
تراز محوری
axially oriented
جهتگیری محوری
axially compressed
فشردهسازی محوری
axially extruded
اکسترود شده به صورت محوری
axially symmetric structure
ساختار با تقارن محوری
axially rotating shaft
محور چرخشی محوری
axially polarized light
نور پلاریزه محوری
axially supported bearing
یاتاقان با پشتیبانی محوری
the cylinder was designed to rotate axially.
سیلندر طوری طراحی شده بود که به صورت محوری بچرخد.
axially symmetric structures are often more stable.
ساختارهای متقارن محوری اغلب پایدارتر هستند.
the forces acted axially on the beam.
نیروها به صورت محوری روی تیر عمل کردند.
the motor operates axially to improve efficiency.
موتور برای بهبود راندمان به صورت محوری کار می کند.
we need to align the components axially.
ما باید اجزا را به صورت محوری تراز کنیم.
the load was applied axially to the structure.
بار به صورت محوری به سازه اعمال شد.
axially loaded columns require careful analysis.
ستون های بارگذاری شده به صورت محوری نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارند.
she measured the displacement axially during the test.
او جابجایی را به صورت محوری در طول آزمایش اندازه گیری کرد.
the design features axially aligned components.
طراحی شامل اجزای تراز شده به صورت محوری است.
axially directed forces can cause bending in beams.
نیروهای مستقیم محوری می توانند باعث ایجاد خمیدگی در تیرها شوند.
axially symmetric
تقارن محوری
axially loaded
تحت بار محوری
axially aligned
تراز محوری
axially oriented
جهتگیری محوری
axially compressed
فشردهسازی محوری
axially extruded
اکسترود شده به صورت محوری
axially symmetric structure
ساختار با تقارن محوری
axially rotating shaft
محور چرخشی محوری
axially polarized light
نور پلاریزه محوری
axially supported bearing
یاتاقان با پشتیبانی محوری
the cylinder was designed to rotate axially.
سیلندر طوری طراحی شده بود که به صورت محوری بچرخد.
axially symmetric structures are often more stable.
ساختارهای متقارن محوری اغلب پایدارتر هستند.
the forces acted axially on the beam.
نیروها به صورت محوری روی تیر عمل کردند.
the motor operates axially to improve efficiency.
موتور برای بهبود راندمان به صورت محوری کار می کند.
we need to align the components axially.
ما باید اجزا را به صورت محوری تراز کنیم.
the load was applied axially to the structure.
بار به صورت محوری به سازه اعمال شد.
axially loaded columns require careful analysis.
ستون های بارگذاری شده به صورت محوری نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارند.
she measured the displacement axially during the test.
او جابجایی را به صورت محوری در طول آزمایش اندازه گیری کرد.
the design features axially aligned components.
طراحی شامل اجزای تراز شده به صورت محوری است.
axially directed forces can cause bending in beams.
نیروهای مستقیم محوری می توانند باعث ایجاد خمیدگی در تیرها شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید